15كلّ مكان فكفرت بانعم اللّه فاذا قها اللّه لباس الجوع و الخوف بما كانو يصنعون» 1؛ يعنى با اين كه در امنيت بودند، اما به علّت كفران نعمت، اوضاع برگشت و فراوانى روزى آنها از ميان رفت و گرسنگى جايگزين آن شد. 2پس چنين نيست اگر ذات اقدس اله سرزمينى را مأمن قرار دهد و اهل آن منطقه سركشى و كفران نعمت كنند، باز خداوند نعمتش را حفظ كند و همان امنيت را استمرار بخشد. چنانكه در جاى ديگرى مىفرمايد:
«لو ان اهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الأرض ولكن كذَّبُوا فاخذناهم بما كانوا يكسِبُون» 3؛ يعنى اگر اهل آبادى - بطور كلى هر منطقهاى را شامل مىشود - اهل ايمان و تقوا بودند، بركات آسمان و زمين را بر آنها گشوده و سرازير مىكنيم ولى آنها تكذيب كردند و ما نيز آنها را در اثر كردار بدشان مؤاخذه كرديم» پس هر دو - نزول بركات وبلا - تكوينى است.
البته گاهى ممكن است ذات اقدس اله مهلت بدهد و سپس بگيرد.
معناى امن اين نيست كه در آنجا كشتار نمىشود، بلكه خداوند آنجا را براساس لطف خاص خود مأمن قرار داده است ولى اگر مردم آنجا بيراهه رفتند، خداوند آنها را مىگيرد؛ زيرا: «ولايحسبن الذين كفروا انما نملى لهم خير لانفسهم» والبته ممكن است حكومتى در غير مكه بتواند ساليان متمادى بطور ظالمانه حكمرانى كند، اما در سرزمين مكه چنين نيست. پس اينگونه نيست كه سرزمين مكه هيچگونه امن تكوينى نداشته باشد و امنيت آن به خصوص تشريع برگردد.
به عبارت ديگر: سرزمين مكه مثل بهشت نيست كه هيچ خلافى در آن واقع نشود: «لالغوٌ فيها ولاتأثيمٌ» 4بلكه احكام دنيا را دارد ليكن اين سرزمين با مكانهاى ديگر متفاوت است و شاهدش اين آيه است: «و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب اليم» 5؛ يعنى هركس از روى كفر و