13حاصل اين كه: آنچه بعضى از اهل لغت نقل مىكنند، سند روايى ندارد. البته اگر روايتى باشد كه حطيم را به فاصله ميان ركن و درِ كعبه معنا كند و ديگرى را هم نفى كند، ثابت مىشود كه مراد از حطيم خصوص همان فاصله است وگرنه ممكن است هر دو معنا صحيح باشد.
حجراسود
هر چه در جهان خارج هست، ريشه در مخزن الهى دارد و از آنجا تنزّل كرده است ولى حجراسود خصيصهاى دارد. بدين جهت در مواردى كه ذات اقدس اله مىفرمايد: «انزلنا» ؛ مثل «وانزلنا الحديد فيه بأس شديد» 1در اينجا تعبير «انزلنا» بجاى «خلقنا» نيست، بلكه ناظر به انزال واقعى است. البته انزال به نحول تجلى است نه به صورت تجافى. يا مىفرمايد: «انزل لكم من الأنعام ثمانية ازواج» 2؛ يعنى از هر قسم، اهلى و وحشى، هشت جفت براى شما نازل كرد (گوسفند اهلى و وحشى، گاو اهلى و وحشى، اسب وحشى و اهلى، . . .) البته مراد اين نيست كه همانگونه كه برف و باران را نازل كرد، گاو و گوسفند يا آهن را نازل كرد، بلكه به معناى آن كه اصل و ريشه آن نزد خداست. در سورۀ حجر «و ان من شئ الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الّا بقدر معلوم» 3يعنى هر چه در جهان طبيعت است ريشهاش در خزاين الهى است و از آنجا تنزل كرده است. از اين رو انزال حقيقى است نه آن كه به معناى خلق و آفرينش باشد.
با اين همه حجراسود خصيصهاى غير از اين اصل كلى دارد؛ يعنى همانگونه كه اگر مكانى مسجد شد، روز قيامت شفاعت و شكايتى دارد ليكن اماكن عادى چنين نيستند؛ زيرا در آنها برنامه خاصى برپا نمىشود و اين تنها مسجد است كه از عدهاى شكايت و به سود عدهاى شهادت مىدهد؛ حجراسود نيز چنين است و اگر در نهجالبلاغه آمده است كعبه از