12سود و زيانى ندارى» . ولى وابستگان به اهل بيت - عليهمالسلام - در جوابشان مىگفتند: «واللّه انّه ليضرّو ينفع» ؛ يعنى اين سنگ عادى نيست، ضرر و نفع دارد؛ زيرا به سود عدهاى شهادت مىدهد و از عدۀ ديگرى شكايت مىكند. البته گرچه مسألۀ شفاعت و شكايت در اين جمله نيست، ولى نفع و ضرر ناظر به همين معناست» .
مرحوم طريحى در مجمعالبحرين ذيل لغت «حطم» مىگويد:
«تكرّر ذكره فى الأحاديث» ؛ يعنى در روايات نام حطيم زياد آمده است.
آنگاه به عنوان لغوى كلمۀ «حطيم» پرداخته و آن را معنا مىكند كه: حطيم به فاصلۀ ميان حجراسود و درِ كعبه گفته مىشود و با فضيلتترين مكان در اطراف بيت، همين جا است. سپس مكانهاى ديگر اطراف بيت را به ترتيب فضيلت و ارزش آنها، ذكر مىكند.
نظريۀ اهل لغت و بعضى از اهل حديث دربارۀ «حطيم» ذكر شد ولى سيدنا الاستاذ - قده - مىفرمايد: «حطيم همان ديوار قوسى مقابل ناودان طلاست» .
در بعضى از كتب لغت و جغرافيا، حطيم را چنين معنا كردهاند؛ نظير آنچه در «التهذيب» وارد شده است. گروهى هر دو معنا را جمع كردهاند؛ نظير آنچه در «لسان العرب» ذكر شده است: «مراد از حطيم فاصله بين ركن - حجراسود و درِ كعبه است و گفته شده: مراد از حطيم همان حجر اسماعيل است.
و در وجه تسميۀ آن به حطيم، چند جهت ذكر مىكند از جمله:
1 - انّه ترك من البيت فصار محطوماً؛ يعنى از بيت جدا و شكسته شده است.
2 - اعراب جاهلى به هنگام طواف لباسهاى كهنه خود را در آن مكان مىانداختند و به تدريج محطوم و فرسوده مىشد.