185كه قبرستان ابوطالب قرار دارد و اگر شِعْبِ در اينجا قرار داشته و پيامبر - ص - و يارانشان نيز در اين مكان تحت محاصره بودهاند معنى نداشت افرادى كه از آنان ياد شد، مخفيگاه خود را آنجا قرار داده، و جايى اجتماع كنند كه هر لحظه خطر در كمين آنها باشد.
استفاده مخفيگاه از اين مكان نشانگر آن است كه حجون خارج و يا حداقل كنار مكه بوده است.
پارهاى از روايات نيز با صراحت، حجون را خارج مكّۀ آن روز دانسته است و بر اين اساس نمىتوان گفت پيامبر - ص - و ياران و خويشاوندانشان همگى از مكّه خارج و در بيرون شهر اقامت گزيدهاند! ! .
عبيد بن زرارة از امام صادق - ع - نقل مىكند كه فرمود: هنگامى كه ابوطالب وفات يافت جبرائيل بر رسول خدا - ص - نازل شده و گفت: «يا مُحمّد اُخْرُجْ مِنْ مَكّه. . . اى محمد از مكه خارج شو!» كه در اين شهر ياورى براى تو نيست. قريش نيز بر رسول خدا - ص - هجوم آوردند آن حضرت نيز ترسان بيرون شد تا به كوهى در مكه كه به آن حَجون مىگفتند رسيد و آنجا ايستاد.69
ابوطالب خبر خورده شدن صحيفه را به مشركان اطّلاع داد و همراه آنان به كنار كعبه آمد و پس از گشودن آن، صحّت سخن رسول خدا - ص - بر همگان پديدار گشت. وجدان برخى انسانها بيدار شد و آنگاه كه ابوطالب و همراهان به شِعْبِ بازگشتند گروهى از رجال قريش سران خود را در مورد رفتارشان با بنىهاشم سرزنش كردند و گروهى از آنان، از جمله مطعم بن عدى و عدى بن قيس و زمعة بن ابى الاسود و ابوالبخترى بن هشام و زهير بن ابى اميه، سلاح پوشيده نزد بنىهاشم و بنىمطلب رفتند و از آنان خواستند كه از درّه بيرون آيند و به خانههاى خود بروند و آنان چنين كردند. بيرون آمدن ايشان از دره در سال دهم بعثت بود.70
موسى بن عقبه مىگويد: چون خداوند متعال پيمان نامۀ سراپا مكر ايشان را نابود فرمود پيامبر و خويشاوندش از شِعْبِ بيرون آمدند و با مردم معاشرت كرده و ميان ايشان زندگى نمودند.71
قصيدۀ معروف شِعبيه (لاميه) را نيز ابىطالب در شِعْبِ ابىطالب سروده است و اين همان شعبى است كه فرزندان مطلب و هاشم همراه با رسول خدا - ص - به آن پناه بردند.72