126كه مردم مكه نوعاً سوداگران و سرمايهدارانى بودند كه از طريق تجارت و رباخوارى به ثروت خود مىافزودند و براى آنها آرامش و امنيت بيش از هر چيزى سودمند بود. حال با توجه به اينكه متصديان و حسابگران نسئ از اشراف مكه بودند، درستتر اين مىنمايد كه آنها اين عمل را نه به جهت رخصت دادن به جنگ و غارت و ناامنى، بلكه به جهت رونق دادن به تجارت و سوداگرى خود انجام مىدادند.
پاورقىها:
1. به نقل از بيرونى در: الآثار الباقية ص 228.
2. جرجى زيدان، تاريخ التمدن الاسلامى، ج 3، ص 13.
3. ابن العبرى، تاريخ مختصر الدول، ص 94.
4. سورۀ بقره آيه 217.
5. ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 166 - 167.
6. طبرسى، مجمع البيان، ج 5، ص 44.
7. زمخشرى، اساس البلاغه، ص 929 و شبيه آن: زبيدى، تاج العروس، ج 1، ص 124.
8. ابن هشام، السيرة النبويه، ج 1، ص 46، مسعودى در كتاب التنبيه و الاشراف، ص 186 اولين قلمس را جنادة بن عوف معرفى كرده كه اشتباه است بلكه او آخرين قلمس و معاصر با پيامبر اسلام بوده و در اينكه آيا او اسلام را پذيرفت يا نه اختلاف است.
9. بيرونى، الآثار الباقيه، ص 93.
10. قلقشندى، صبح الاعشى، ج 2، ص 398.
11. ابن هشام، السيرة النبويه، ج 1، ص 46، صاحب بلوغ الارب اين شعرها را به كميت نيز نسبت داده است.
12. مجمع البيان، ج 5، ص 45.
13. سورۀ توبه آيه 37.
14. تاريخ طبرى، ج 2، ص 192 و سنن ترمذى، ج 2، ص 183.
15. واقدى، المغازى، ج 2، ص 1112 و علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 21، ص 381.
16. فخر رازى، التفسير الكبير، ج 16، ص 57.
17. آلوسى، بلوغ الارب، ج 3، ص 72.
18. سورۀ توبه آيه 36.