123بود و چه انگيزهاى سبب مىشد كه آنها ماههاى حرام را جابجا كنند و به تأخير بيندازند؟ در اينجا دو نظريه وجود دارد كه هردو را نقل مىكنيم و سپس به تحقيق پيرامون آن مىپردازيم:
1 - از آنجا كه عربها روح جنگجويى داشتند و زندگى آنها از طريق جنگ و غارت اموال ديگران تأمين مىشد، در ماههاى حرام كه سه ماه آن پشت سر هم بود و مىبايست در آن ماهها دست از جنگ و غارت مىكشيدند، دچار مضيقۀ مالى مىشدند و زندگى بر آنها سخت مىگذشت و لذا ماههاى حرام را جابجا مىكردند و حرام بودن ماه محرم را به ماه صفر واگذار مىنمودند تا فرصتى براى جنگ و به دست آوردن غنائم جنگى پيدا شود.
2 - موسم حج براى عربها بخصوص مردم مكه بسيار مهم بود و علاوه بر ارزش اجتماعى و سياسى، براى آنها ارزش اقتصادى فراوانى داشت و از آنجا كه حج بايد در ماه ذيحجه انجام مىگرفت و گاهى ذيحجه به فصل گرماى طاقت فرساى مكه مىافتاد كه هم حجگزاران در زحمت بودند و هم محصولات اعراب از قبيل ميوه و پوست در بازار نبود و مبادلات تجارى به نحو مطلوبى انجام نمىگرفت، اين بود كه با عمل نسئ و شناور كردن ماههاى قمرى، كارى كردند كه موسم حج هميشه در يك فصل معتدلى باشد تا بتوانند به راحتى محصولات خود را عرضه كنند و بازار پررونقى داشته باشند.
بيشتر مفسرّان نظريه اول را انتخاب كردهاند و انگيزه عمل نسئ را خصلت جنگجويى و غارتگرى اعراب دانستهاند.19 طبق اين نظر، نسئ يك عمل سادهاى بوده كه بعضى از سالها انجام مىگرفت و حرمت ماه محرم به صفر انداخته مىشد. اگر چنين باشد نبايد اين جابجايى به ماههاى ديگر هم سرايت داده شود و بايد محدود به محرم و صفر باشد در حاليكه از ظواهر آيات و روايات، خلاف اين فهميده مىشود.
فخر رازى گفته است: اكثر علما معتقدند كه اين تأخير مخصوص يك ماه نبود، بلكه تمام ماههاى سال را شامل مىشد. فخر رازى اضافه مىكند كه پيش ما همين نظر صحيح است.20
بعضى از مفسرّان و بسيارى از علماى نجوم و هيئت، نظريۀ دوم را انتخاب كردهاند و نسئ را مربوط به تعيين وقت مناسب براى انجام مناسك حج دانستهاند. بنا به گفتۀ «نلينو» قديمىترين شخصى كه اين نظر را اظهار كرده، ابو معشر بلخى (متوفى 272) است كه در كتاب «الألوف» گفته:
«. . . اعراب چنان خواستند كه زمان حجشان سازگارتر با زمان سوداگريشان باشد و هوا معتدل باشد و زمان برگ كردن درختان و روئيدن گياه باشد تا سفر به مكه و سوداگرى كردن