119«نسئ» بر وزن فعيل، از مادۀ «نسأ» به معناى تأخير است و به گفتۀ ابنمنظور، اين واژه در مواردى مانند به تأخير افتادن عادت ماهانۀ زنها از وقت خود و يا تأخير افتادن اجل كسى و تأخير در قيمت كالاى فروخته شده و مانند آنها استعمال مىشود و «نسئ» به معناى ماهى است كه عربها در جاهليت آن را به تأخير مىانداختند. سپس از «فرّاء» نقل مىكند كه نسئ يا مصدر است و يا فعيل به معناى مفعول است.5 اما طبرسى از ابوعلى نقل مىكند كه گفته: نسئ مصدر است مانند: نذير و نكير، اينكه بعضىها گفتهاند نسئ فعيل به معناى مفعول است درست نيست زيرا در اين صورت نسئ نام آن ماه مىشود در حاليكه منظور از نسئ عملِ به تأخير انداختن ماه حرام است.6 ولى بطوريكه در عبارت ابن منظور ديديم و ديگران نيز گفتهاند نسئ به معناى خود ماه به تأخير افتاده نيز گفته مىشود.
همۀ كتب لغت نسئ را به معناى تأخير گرفتهاند اما در بعضى از آنها معناى ديگرى ذكر شده و آن اضافه كردن و افزودن است. گفته مىشود.
«نسأتُ ابلى فى ظمئتها» ؛ «بر تشنگى شترم افزودم»7 كه البته اين افزايش عطش از جهت تأخير در آب دادن است بنابراين مىتوان گفت اين واژه به معناى «افزايش ناشى از تأخير» است.
جابجايى و تأخير انداختن بعضى از ماههاى حرام رسم و عادتى بود كه اعراب جاهلى تا سال دهم هجرت، طى مراسم خاصى آن را انجام مىدادند و اين كار براى خود، متصديان ويژهاى داشت كه به آنها «قلامسه» مىگفتند. آنها اين سمت را از پدران خود به ارث مىبردند.
ابن هشام مىگويد: اولين كسى كه ماهها را براى عرب نسئ كرد و آن را حلال يا حرام نمود «قلمّس» بود كه حذيفة بن عبد بن فقيم نام داشت و پس از او پسرش عبادبن حذيفه جاى او را گرفت و پس از او پسرش قلع بن عباد و پس از او اميةبن قلع و پس از او عوف بن امية و پس از او ابو ثمامه جنادة بن عوف متصدى اين كار شد كه آخرين آنها بود و در اوائل اسلام همو بود كه عمل نسئ را انجام مىداد. عربها پس از فراغت از حج دور او جمع مىشدند و او چهارماه حرام را كه عبارتند از رجب و ذيقعده و ذيحجه و محرم، مشخص مىكرد و اگر مىخواست يكى از آنها را حلال كند ماه محرم را حلال مىكرد و عربها هم مىپذيرفتند و به جاى محرم، ماه صفر را حرام مىكرد و عربها مىپذيرفتند و تعداد چهار ماه حرام كامل مىشد» .8
از عبارت ابن هشام چنين برمىآيد كه عمل نسئ ميان عربها سابقۀ زياد و طولانى