118كلدانىهاى مهاجر بودند؟ آيا از يهود و نصارى يادگرفته بودند يا از ايران و هند و يونان؟2 و يا خود آنها به علّت نيازى كه در معيشت خود داشتند، از طريق تجربه و ممارست چيزهايى را در نجوم و انواء يا همان منازل قمر به دست آورده بودند3 و. . . براى رسيدن به پاسخ اين پرسشها نياز به بحث مفصلى است كه اينجا جاى ذكر آن نيست و تنها اين نكته را خاطر نشان مىسازيم كه: به نظر ما آگاهيهاى آنان از نجوم و هيئت، آميزهاى بود از تجربيات خودِ آنها و اطلاعاتى كه از اقوام ديگر كسب كرده بودند.
يكى از كارهايى كه عربهاى جاهلى با اقتباس از يهودىها و اقوام مجاور ديگر، دست به آن مىزدند، كبيسه كردن سالهاى قمرى بود. بطورى كه مىدانيم تقويم معمول ميان عربها، بر اساس «سير قمر در آسمان» بود كه از «رؤيت هلال» و «رؤيت دوبارۀ آن» يك ماه حساب مىشد و دوازده ماه يك سال به شمار مىآمد. از آنجا كه اين روش بسيار آسان بود و نيازى به تخصّص و محاسبات پيچيده نداشت، اعراب و بسيارى از ملل قديم در گاهشمارهاى خود، از همين روش استفاده مىكردند و اسلام نيز آن را به رسميّت شناخت و برنامههايى مانند روزه و حج را بر اساس تقويم قمرى قرارداد.
در ميان اعراب جاهلى، چهار ماه از دوازده ماه قمرى به عنوان ماههاى «حرام» شناخته مىشد كه عبارتند از: ذيقعده، ذيحجه، محرم و رجب. در اين چهار ماه جنگ و خونريزى ممنوع بود و نوعى آتش بس برقرار مىشد. اسلام نيز اين سنّت را كه به نفع صلح بشرى بود امضاء كرد و به آن رسميّت داد و جنگ در آن ماهها را حرام كرد.
در قرآن كريم آمده است:
«يسئلونك عن الشهرالحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صد عن سبيلاللّٰه و كفر به» .4
«از تو در بارۀ جنگ در ماه حرام مىپرسند بگو جنگ در آن گناه بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر به اوست» .
علاوه بر حرمت جنگ در ماههاى حرام، ماه ذيحجه امتياز ديگرى نيز داشت و آن انجام مناسك حج در آن ماه بود.
هر چند كه اعراب عصر جاهليت، احترام ماههاى حرام را رعايت مىكردند اما گاهى به خاطر مصلحتهايى، حرمت بعضى از آن ماهها را پس و پيش مىكردند و مثلاً به جاى محرم، ماه صفر را ماه حرام اعلام مىكردند و اين جابجايى و به تأخير انداختن را «نسئ» مىگفتند.
مفهوم «نسئ» و تاريخچۀ آن