116شد و سخن پيرامون بعضى دولتها و پيشاپيش آنها، از عراق و حزب بعث حاكم بر جان و مال و نواميس مردم آن، به ميان آمد كه چگونه ظالمانه و جائرانه با ملّت خويش رفتار مىكند و حال آنكه حكومتها همه بر حوادث مصيبتبار و آزار و شكنجهها و به زندان افكندن فرزندان آن سامان، آگاه هستند. در پاسخ گفت: اللّه. . . الله. . . از جنايت و خيانت حزب بعث سخن از حزب بعث را واگذار كه اگر اين حزب، رشد كند و روزى ريشههاى آن تا حجاز امتداد پيدا كند، اثرى از آبادى و نسل بشرى در اين مملكت باقى نخواهد گذاشت و كاخهايمان را بر سرمان خراب خواهد كرد، البته، كاخهاى ما همچون حباب شيشهاى است كه به اندك اشارهاى، درهم شكسته مىشود. ما هرگز در امور و شئون مسلمانان عراق، دخالت نمىكنيم، چراكه از حمله و هتاكى بعث و شرارت افروزى آن، بيمناك، و هراس آن داريم كه كشور را به ويرانهاى تبديل كند كه هيچ، در آن باقى نمانده باشد.
در اين لحظه، هنگام بدرود فرا رسيد و به سلامت از مجلس پراكنده شديم.
پاورقىها:
1. الإعلام باعلام بيتاللّٰه الحرام /73.
2. مروج الذهب 1/242.
3. دائرة المعارف فريد وجدى 8/146.
4. عسفان، منزلى از منازل بين «جحفه» و «مكه» است و از آن تا مكه دو منزل راه است و «اُمج» شهرى در اطراف مدينه است.
5. سيرۀ ابن هشام، 1/19 - 23.