70طاعتى افزون بر طاعت مربوطِ به حج برشمرد. جدالِ با كفر در حالِ احرام از اَوْجبِ واجبات است و در ضمن طاعتى ديگر.
اين امام فخر رازى است كه ضمن تفسير آيۀ «. . . فلا رفث و لافسوق و لاجدال فى الحج» مىگويد: «جدال در حج» كه در حال احرام، مذموم و نكوهيده است، جدال در اثبات و تأييد باطل و كفر و جلب مال و كسب جاه مىباشد؛ اما اگر جدال و ستيز در جهت تأييد حق و دعوت مردم به راه خدا و دفاع از دين و آيين اسلام صورت گيرد [ نه تنها مذموم نيست؛ بلكه ] ممدوح و مطلوب مىباشد» .28
خداى متعال مناسك حج را در جهت اهدافى والا تشريع فرمود كه از آنجمله:
يك فرد مسلمان در حالى كه آهنگ سوىِ خدا دارد به صوب خانۀ خدا به راه مىافتد، تا خويشتن از عادات پيشين و رفاهطلبى تجريد كند، و درون خود از تفاخر و امتيازات موسمى و زودگذر و ناپايدار بپيرايد؛ به گونهاى كه يك مالدار و ثروتمند و نامور خود را با تهيدست و فرد گمنام برابر بيند، و فرمانروا فرد بينوا و گمنام و كمتوشه را به سان خويش محترم شمارد، و همۀ مردم در اين سرزمين از هر طبقه و از هر نژاد و هر كشورى در شرايطى همسان از نظر بيرون و درون به سربرند، و با لباسى برابر و سفيد و همرنگ و همسان خويشتن را بپوشانند كه گويا در عرصات محشر از خواب مرگ بيدار و زنده شده و در پيشگاه خدا حضور به هم رساندهاند.
آيا سزا نيست در چنين شرايطى و با اين تجمع شگرف - كه مىتوانند به درستى درد يكديگر را درك كنند - رنج و درد و شكنجههايى را كه بر آنها وارد مىشود براى همديگر بازگو نمايند، رنجى كه سخت، امتهاى اسلامى را مىآزارد؟ !
سرزمين مكه - از ديدگاه مسلمين و ديگران - نخستين كانونى به شمار مىرود كه آواى جدال با كفر و الحاد و طواغيت و شياطين از آنجا برخاست و به گوش جهانيان رسيد، و اولين گام در ستيز با هر قدرتى (جز خدا) در همين نقطه برداشته شد، و نغمۀ كفر ستيزِ «لااله الااللّٰه» از درون غار حرا بر قلۀ كوه فاران، سامعۀ جان و روح جهانيان را نوازش داد.
هم اكنون نيز - كه خدا و معبود حقيقى در كنار بتهاى ابرقدرت به دست نسيان و فراموشى سپرده مىشود - امت ايثارگر ايران، با رهنمودگيرى از امام و پيشوايى كه قلبش