63اين مشاجره غالباً ميان حاجيان و خدمه در سفر حج پديد مىآيد؛ زيرا مشقتها و دشواريهاى سفر [ و حرارت و گرماى شديد و بسيارى از عوامل ديگر، چنين حالتى را در افراد به هم مىرساند و ] موجب تنگ خُلْقىِ آنها مىگردد.19
بروسوى نيز در تفسير «لا جدال فى الحج» مىگويد: نبايد با خدمه و رفقاى همسفر و چارپاداران [ و رؤساى كاروان و رانندگان و امثال آنها ] ستيز كرده و با خصومت و خشونت رفتار نمود؛ زيرا اين رفتار كينآلود موجب دشمنى و از ميان رفتن اُنس و اُلفت ميان آنها مىگردد؛ اما جدال در امورى كه به دين مربوط است هيچ مانعى ندارد.20
8) محمد عبده يادآور مىشود: تفسير سه واژۀ «رَفَث» ، «فُسوق» و «جِدال» بايد از تناسبى با يكديگر برخوردار بوده و نيز با اوضاع و شرايطى كه در زمان تشريعِ مناسكِ حج بر مردم آن زمان حاكم بود، همگام باشد. اما «رَفَث» - همانگونه كه گفتهاند - عبارت از جماع و اِعمال غريزۀ جنسى، و «فُسوق» عبارت از اين است كه فرد - از طريق ارتكاب اعمالى كه براى او در حال غير احرام مباح بوده مانند صيد، استعمال بوى خوش، و پوشيدن لباس دوخته - از تكاليفى كه بر مُحْرِم واجب است خارج شود. اما «جدال» عبارت از جرياناتى است كه ميان قبايل داير بود، مبنى بر اينكه آنها در موسم حج به درگيرى و تفاخر مىپرداختند.
در اين صورت است كه ميان اين واژهها از نظر مفهومِ آنها هماهنگىِ موردِ نظر تحقق مىيابد. و در غير اين صورت بايد اين واژهها را با مدلولِ لغوىِ آنها در مد نظر قرار داد: رفث را عبارت از سخن زشت، و فسوق را به معناى «تنابز به القاب» ، يعنى لقب و عنوان بد در مورد ديگران به كار بردن، و «جدال» را هم به معناى ستيز و خصومت با يكديگر دانست. بنابراين همۀ اين منهيات، عبارت از يك سلسله مَنهيّاتِ زبانى خواهد بود.21
پس از گذر بر تفسير و تحليلهايى كه دانشمندانِ فريقين در بارۀ «لا جدال فى الحج» ياد كردهاند اين سؤال را مىتوان مطرح ساخت كه:
آيا جدال با شياطين جنّ و اِنس در حال احرام ممنوع است؟