62بگويد: فردا.
5) ابن زيد مىگفت: عربها در مواقفِ مختلفى وقوف مىكردند و با هم بگومگو و منازعه مىنمودند، و هركسى از آنها ادّعا مىكرد كه مَحلّ وقوفِ او همان محلى است كه ابراهيم - عليهالسلام - در آنجا وقوف كرده است؛ اما وقتى خداوند متعال نبى اكرم - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - را به مناسكِ آنها در بارۀ حج آگاه ساخت اين خصومت و مجادله را فيصَله داد.16
6) «ولا جدال فى الحج» به عنوان خبر و گزارشى از سوى خداوند متعال است كه وقت حج بر اساس يك ميقات و موسم واحدى مشخص و قطعى شده و قابل تقديم و تأخير نيست؛ و نسىء، يعنى تأخير حج از موسمِ آن، از اين پس باطل و بى ارزش و فاقد اعتبار است.17 شرح گوياى اين مطلب در تفسير آيۀ «نسىء» گذشت.
طبرى مىگويد: آن قولى كه به صواب نزديكتر است همين قول اخير مىباشد. . .
ضمناً مىافزايد: اين نظريه - كه مىگويد: معنى «لا جدال فى الحج» اين است كه با مصاحب و رفيق همراه خود بگو مگو مكن و با او به مجادله و ستيز برنخيز كه او را به غضب آورى - به دو دليل صحيح نيست: 1 - اگر منظور اين است: به باطل با مصاحبِ خود مراء و جدال مكن كه موجب غضب او شوى، اين توجيه، ناموجه و غير قابل قبول است؛ زيرا كه خداوند متعال از مراء و جدالِ به باطل در هر حال - اعم از آنكه مراءكننده مُحرم و يا مُحل باشد - نهى كرده است؛ پس دليلى وجود ندارد كه اختصاصاً از «مراء به باطل در حال احرام» نهى كرده باشد؛ حالِ احرام و يا اِحلال، تفاوتى در نكوهش «مراء به باطل» را نمىرساند، 2 - و اگر منظور اين است كه «به حق هم مراء و جدال مكن و از اين رهگذر خشم مصاحب و رفيق همراهت را فراهم نياور» ، اين سخن نيز نادرست مىباشد؛ به اين دليل كه اگر مُحْرِم، فردى را ملاحظه كند كه مىخواهد به كار زشت و گناه روى آوَرَد بر او واجب است با مراء و جدال از كار او جلوگيرى نمايد.
و يا چنانچه احساس كند كه مىخواهد به وى ستم نمايد و حق او را از ميان ببرد و غضب كند بر او فرض و واجب است به مراء و جدالِ با او برخيزد تا از ستم او برهد و يا مانع از ضايع شدن حقش گردد.18
7) محمد رشيد رضا مىنويسد: مراد از «جدال» عبارت از مشاجَرۀ زبانى است، و