85در منابع تاريخى، سيره و سنتِ او را ستودهاند. او دست پروردۀ صحابه و تابعين مدينه بوده است (خضرى، ص 232، چاپ هفتم،1390ق.). يعنى اهل سنت و مورخان منصف اهل سنت به احاديث او اعتنا مىكردند. اما در عين حال، چون غاصب مقام خلافت بود، نمىتوان او را به طور قطع تاييد نمود.
6. يزيد بن عبدالملك
او با مرگ مشكوكِ عمربن عبدالعزيز، در سال 101ق. به خلافت رسيد و با قرار گرفتن در مسند خلافت، قهرآميزترين روشها را در حق شيعه اعمال كرد و امام باقر(ع) را در تنگناى شديد قرار داد. او از كينه توزان عليه امام باقر(ع) است.
7. هشام بن عبدالملك
وى مردى خشن، درشتخو، هتاك، مالاندوز، بخيل و ستمگر بود و به تعبيرى، ختم و انتهاى سياسيون اموى، هشام بود. (مسعودى، ج3، ص211 ، 1409)
كينهتوزى و عداوت هشام با امام باقر(ع) انكارناپذير بود و انگيزهاى قوى براى از بين بردن امام در دستگاه امويان وجود داشت. (خضرى، ص 235، چاپ هشتم، 1391)
آنچه ملاحظه شد، گذرى بود بر دوران حاكميتى كه امام باقر(ع) ؛ چه قبل از امامت و چه دوران امامت خويش را با آنها سپرى كردند.
شيوههاى مبارزاتى امام باقر(ع)
در باب روشها و شيوههاى مبارزاتى آن امام همام، بخشى را در بحث رويكرد آن حضرت به علم و دانش و فقه و فقاهت و تربيت نخبگان دانش دين، توضيح داديم. اما حوزۀ سياست و مبارزات امام باقر، چند محور را شامل مىشود كه جهت خوددارى از طولانى شدن نوشتار، آن محورها را كوتاه ياد مىكنيم:
1. اتخاذ شيوۀ تقيّه
تقيه، استراتژى راهگشا و بنيادين فرهنگ اسلامى و به خصوص شيعى است. مسلمانان؛ از هر گرايشى، موظف به اعمال تقيه در برابر دشمنان عنود و لجوج مىباشند. اين شيوه و راهبرد توسط امامان شيعه در تقابل با سياستهاى خشن و ضد اسلامى بسيارى از حاكمان، به خوبى اعمال گرديده است.