74ديگر نتواند به راه خود ادامه دهد؟ قتاده گفت: چرا. امام فرمود: واى بر تو قتاده! اگر قرآن را از پيش خود تفسير كنى (يعنى اگر كسى به مكه مىرود طبق آيه بايد در امان باشد، پس چرا اين همه به كاروانهاى حج حمله مىشود. اموالشان را غارت كرده و بعضى را حتى مىكشند؟!) و يا اينكه در شهر مكه امنيت زائران را سلب مىكنند؟ قتاده! در اين صورت، هم خودت و هم ديگران را هلاك نمودهاى. اين آيه دربارۀ كسى است كه از خانۀ خود با زاد و توشۀ حلال حركت كند و به زيارت خانۀ خدا بيايد و به حقّ ما، پيشوايان معصوم آگاه باشد و قلبش ما را طلب نمايد و در سرش هواى ما باشد. همانگونه كه خداى متعال فرمود: (فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ ) (ابراهيم : 37) ؛ «خدايا! محبت آنها را در قلب مردم بيفكن.» در اين آيه مقصود خداوند شوق خانۀ كعبه نيست زيرا در آن صورت مى فرمود: «تَهْوِى إِلَيْهِ». پس حضرت ابراهيم كه از خدا خواست مردم به سوى آنها ميل كنند، به خدا قسم مقصودش ما بوديم. هركس به شوق ما بيايد و حج كند، حجش مقبول درگاه خدا است و الا قبول نيست و اگر چنين باشد، از عذاب الهى در قيامت مصون و محفوظ خواهد بود.
قتاده گفت: به خدا سوگند، ديگر اين آيه را جز همانگونه كه فرموديد تفسير نمىكنم. سپس امام به او فرمودند: اى قتاده قرآن را تنها و تنها كسى مىفهمد كه به او خطاب شده باشد. قرآن بر ما اهل بيت نازل شده و فقط ما قرآن و حقايق موجود در آن و تفسيرش را مىدانيم و هركس علم قرآن را بخواهد، فقط بايد از ما ياد بگيرد.
قتاده مدتى ساكت شد و سپس گفت: به خدا سوگند من تاكنون در حضور علماى بزرگى نشسته بودم ولى اينگونه اضطرابى را مشاهده نكرده و قلبم دچار گرفتگى و هيجان نشده بود. امام(ع) فرمود:
«أَ تَدْرِي أَيْنَ أَنْت»؟ سپس اين آيه را خواندند: (بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ ، يُسَبِّحُ لَهُ فِيهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِيهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِيتٰاءِ الزَّكٰاةِ ) (نور: 36) پس جايگاه تو آن است كه مىدانى و جايگاه ما آن است كه خداوند توصيف فرمود. (مجلسى، ج46، ص 349، 1983)
قتاده در اين گفت وگو شرمگين مىشود و در برابر عظمت و مكانت و هيبت علمى امام باقر(ع) احساس حقارت شديد مىكند و در نهايت چنين مىگويد: «فذلك نفسي صدقت و الله، جعلني الله فداك و الله ما هي بيوت حجارة و لا تين و لكن بيوت من بيوتكم». جام من فدايت، درست فرموديد: آرى اين ها خانه گلى و سنگى نيستند، بلكه خانههاى شما وجود شمايند. (تفسير نمونه، ج14، ص486)