62حالت روزهدارى به خاطر ترس از انزال، كه اين مورد كراهتى، حكمش فقط اختصاص به افراد بالغ دارد و كودك نا بالغ را شامل نمىشود.
6 . درخصوص حاجى نمودن كودك، بايد گفت كه استحباب حاجى نمودن او ثابت نشده است اما به نيت رجا جايز است و چنانچه ولى كودك مىتواند قربانى كند يا روزه بگيرد، حاجى نمودن طفل مستحب است.
7. در خصوص بلوغ جنسى كودك قبل از احدالموقفين و اينكه آيا حج وى كفايت از حجةالاسلام وى مى كند يا خير، نيز با بررسى آراى فقهاى متقدم، متأخر و معاصر اماميه و روايات و احاديث وارده در اين خصوص، اين نتيجه حاصل شدكه در اين مسأله ميان فقها اتفاق وجود ندارد؛ چرا كه گروهى از ايشان چنين حجى را كافى مىدانند؛ مانند شيخ طوسى و صاحب جواهر. گروه ديگرى چون علامه حلى نيز راه احتياط را پيش گرفتهاند و قائل به اعادۀ حج شدهاند و گروه سوم، نظير شهيد ثانى در ترديد ماندهاند و هريك براى اين قول و نظر خود، دلايلى را آوردهاند كه بهطور مفصل در فصل چهارم اين نوشتار به آن پردختهايم. فقط آنچه سبب ترديد شده، اين است كه احرام صبى، امرى ندبى و مستحبى است. بنابراين، نمىتواند تبديل به فرض واجب شود.
8 . در خصوص احرام كودك بايد گفت كه محرم نمودن طفل و بردن او به عمره، امرى مستحب است ولى واجب نمىباشد. درخصوص احرام اثغار (كودكان زير هفت سال) چنانچه كودك بتواند خودش احرام ببندد، خود اين كار را انجام مىدهد و در غير اين صورت، ولى كودك مكلف است كه او را احرام ببندد. اما در خصوص احرام طفل مميّز ، با بررسى روايات وارده، اين نتيجه حاصل شد كه براى كودك مميز مستحب است كه در عمرۀ مفرده، احرام ببندد و عمرۀ او صحيح است اما بعد از آنكه طفل محرم شد يا او را محرم كردند، بايد ولى او، او را از محرمات احرام بازدارد و اگر مميز نيست خود ولى او را از محرمات حفظ كند.