170كاروان عراق به مكه جلوگيرى شود و تنها حاجيان اجازه دخول به آن شهر را داشته باشند. (ابن فهد (م885 ق.)، به كوشش: عبدالكريم، ج4، صص604 و 605 ، 1408ق. ؛ الجزيرى، ص338، 1384ق.).
اختلاف و رقابت آققويونلوها با مماليك در اين دوره، بارها براى حاجيان ايرانى مشكلساز شد؛ چنانكه در سال 876 ق. به اين دليل كه محمل عراق مىخواست بر محمل مصر پيشى بگيرد، اختلافهايى روى داد و به حاجيان عراقى توهين شد. (الجزيرى، ص337، 1384ق.).
سوم، ارسال جامه كعبه؛ به دستور اوزون حسن در سال 877 ق. جامهاى براى كعبه دوختند كه با كاروان عراقى و به اميرالحاجى فردى به نام رستم به حجاز حمل شد. اميرالحاج در مدينه با سختگيرى خود موفق شد خطبه را به نام اوزون حسن بخواند. اين كار با واكنش سخت قايتباى، سلطان مملوكى مصر مواجه شد. (محمد الدقن، ترجمه: هادى انصارى، صص 115 و 116، 1384ش.)
هنگامىكه اين خبر در مدينه به آگاهى امير مكه، محمد بن بركات رسيد، وى اميرالحاج عراق و برخى ديگر از بزرگان همراه كاروان عراقى را دستگير و زندانى كرد تا آنها را نزد سلطان مصر بفرستد. تا ششم ذىالحجه نيز به كاروان عراق اجازۀ ورود به مكه داده نشد. (ابن فهد (م885 ق.)، به كوشش: عبدالكريم، ج4، ص 558 ، 1408ق.) ؛ (الجزيرى، ص337، 1384ق. ؛ محمد بن احمد الصباغ (م1321ق.)، به كوشش بن دهيش، ج2، صص765 و 766، 1424ق.) جامۀ ارسالى نيز بر قامت كعبه پوشانده نشد. با رسيدن كاروان مصر، امير مكه زندانيان را به اميرالحاج مصر تسليم كرد. با پايان يافتن موسم حج، آنان به همراه امير مكه و قاضى مكه به مصر برده و زندانى شدند. در پى آن، اوزون حسن تصميم به لشكركشى به مصر گرفت، اما سلطان اشرف قايتباى براى نشان دادن حسن نيت خود، زندانيان ايرانى را كه حدود دو ماه از حبس آنان سپرى نشده بود، آزاد كرد. (ابن اياس، بدايعالزهور، ج3، صص90 و 91، بىتا).
مناسبات ايرانيان با حجاز در عصر صفويه
الف) كمّيت روابط به عوامل زير وابسته بود:
1. مشكلات داخلى صفويان؛ اختلاف ميان تركان قزلباش با اهل ديوان فارس تبار، تقريباً از آغاز تشكيل دولت صفوى تا دورۀ ضعف و انحطاط صفويه ادامه داشت.