150بايد به شام رفت و از آنجا به حمل سلطانى خود را رسانيد به مقصد و مراجعت هم به شرح ايضاً.
و از شام با جمعيت، از ارضة الرّوم [كذا: ارزروم هم نوشته مى شود] به اوطان خود واصل شد. غير اين را خلاف عقل و هوش و دانايى بايد محسوب داشت. به قدر امكان خلاف جايز نيست، مگر مقام اضطرار باشد، يا به قسم حكم يا اسبابى فراهم آيد تالى حكم باشد. بدان چه ديدم و شنيدم و به عقل سنجيدم و به تفصيل به عرض برادران دينى رسانيدم، حال بدان چه عقل و وقت و جهالت و نادانى اقتضا كند، معمول دارند و به آنها رسانند.
***
مخارج و هزينههاى سفر حج
فقرۀ سوم در مخارج است: هر كسى را چه بايد كرد، و در آن استطاعت هر كس معلوم خواهد شد؛ چنانكه به اين مطلب در سابق اشاره شده است.
مخارج يك نفر، كه با مالِ خود الى شام محنت انجام رود، با خوراك مال، و مخارج خودش كه در نهايت راحت [باشد] به ده تومان به خوشى طى مسافت مىكند. مال را از هر قرارى كه خواهد در وطن خود ابتياع نمايد. اين فقره از براى اشخاصى است كه در عراق متوطّن باشند؛ مثل طهران و مازندران و اصفهان و امثال آن و توابع آنها، هر چه بُعد ولايت زياده شود، مخارج به همان قدر از قرار تفصيل منازل تفاوت مىكند؛ چه زياد و چه كم.
اگر به كرايه برود، هر ولايت را نرخى به تفاوت همه ساله هست، امّا لمّى در كرايه هست. اولاً به قدر قوّت اختيار خود به غير وانگذارد كه پول بدهد و خود را اسير و ذليل و بىاختيار نمايد. خدا نكرده اگر محتاج به كرايه شد، به جهات مختلفه شخصى را رو به خود كند كه قدرى انصاف و خداشناسى با او باشد - نعوذ بالله - نشناخته و به امتحان نرسانده، خود را به ورطۀ هلاكت اندازد كه بسيار بد خواهد گذشت.
[پرهيز از حمله داران خوش خط و خال]
و از شام الى مكّۀ معظّمه، حملهدارهاى خوش نما مثل مارهاى خوش خط و خال، در نهايت رأفت به ظاهر مهرباناند. به التماس عكّام باشىهاى ملعنت پناه، حاجى فقير را به دام