113معروف مىگرديد. به همين دليل مطرى معتقد نيست كه ستون مخلقه در محل آن تنۀ نخل ساخته شده باشد. وى مىگويد: «ستونى كه در جلوى صندلى شمع وجود دارد، از محل تنۀ نخل جلوتر است. بنا براين، به گفتۀ كسانى كه اين ستون را در محل تنۀ نخل مىدانند، هيچ اعتمادى نيست.» 1
مطرى براى اثبات اين موضوع، به سخنى كه ابن زباله از عبد العزيز بن محمد، در تعيين مكان تنۀ درخت نقل كرده، استناد مىكند؛ «اين ستون كه يك سوم يا تقريباً همين مقدار از آن با عطر و بوى خوش آغشته شده بود، در محلِ تنۀ درختى نصب شده كه پيامبر(ص) در كنار آن خطبه مىخواندند.»
اين نكته، از اسرار عدم ذكر اين ستون توسط بيشتر مورخان قبل از سمهودى، در ميان ستونهاى مشهور روضۀ شريفه پرده بر مىدارد.
به نظر مىرسد اين ستون در زمان توسعۀ مسجد نبوى در عصر عمربن خطاب ساخته شده باشد. عمربن خطاب نخستين ديوار جنوبى مسجد را ويران كرد و آن را به ميزان پنج متر جلوتر آورد ويك رواق جديد ساخت. اين ستون نيز در ميان ستونهاى رواقى بودكه عمر به مسجد اضافه كرد. اين ستون همانطوركه در شكل صفحۀ قبل موجود است، در رديف ديگر ستونهاى رواق است.
براساس آنچه گفته شد، نويسندۀ مقاله، به هيچ سندى دست نيافته كه دال بر صحّت سخن سمهودى باشد مبنى بر اين كه اين ستون از محل اصلى خود به ميزان دو ذراع جلو كشيده شد است. شايد اين نظر، اجتهاد خودِ وى براى هماهنگى بين نظر ابن نجار - قرارگرفتن ستون در محل تنۀ نخل - و مطرى بوده كه رد نظريۀ ابن نجار است. البته تا زمانى كه دلايلى محكم و صريح نداشته باشيم كه ثابت كند اين ستون در محل تنۀ نخل بنا شده، هيچ نيازى به ايجاد اين هماهنگى نيز احساس نمىشود.
از آنجا كه ستون مخلقه نزديكترين ستون به مصلاّى شريف نبوى است، به عنوان نمادى براى مصلاّ شناخته شده است؛ از طرفى، چون قرآنِ ارسال شده از طرف حجّاج بن يوسف در كنار اين ستون قرار داده شده، به «ستون مصحف» نيز معروف است. (ابن عساكر، ص130، تحقيق: د.مصطفى عمار منلا، اول، 1426ق.) مالك در اين خصوص مىگويد: «حجاج بن يوسف قرآنهايى را به شهرهاى بزرگ و مهم فرستاد؛ يكى از اين قرآنها را كه قرآنِ بزرگى