109نيست؟ يا چگونه مىتوان تصور كرد كه مسلمانان براى تعيين جايگاه آن محرابى ساخته باشند؛ اما بعدها مشخص شود كه اين محراب در محل اصلى خود ساخته نشده است؟ آيا افراد عادى و عوام الناس متولى ساخت و بازسازى مسجد شريف نبوى بودهاند؟ آيا در آن زمان دانشمندانى وجود نداشتهاند كه براى ساخت چنين اماكن مهمّى به آنها مراجعه شود؟ آيا خود سمهودى براى ساخت اين محراب حضور نداشته است؟ آيا ابن نجار از اجماع همۀ دانشمندان مسلمان، مبنى بر عدم تغيير مكان مصلاّى شريف خبر نداده است؟ آيا فيروزآبادى آن را در كتاب المغانم (فيروز آبادى، ج1، ص496، اول، 1423ق.). نقل نكرده است؟ آيا خود سمهودى اين سخن ابن نجار را تأييد نكرده است؟ (سمهودى، ج2، ص94، تحقيق: قاسم السامرائى، اول، 1422ق.) چگونه همۀ مسلمانان در يك موضوع اجماع مىكنند؛ اما صرفاً با تكيه بر برداشتى كه از سخن يكى از علما داشتهايم و نمىدانيم تا چه اندازه صحيح است، با اين اجماع مخالفت مىكنيم؟
جمع اين سؤالات و قرينههاى ديگر، همه حاكى از آن است كه منظور سمهودى از اين سخن، چيزى غير از برداشت اين علما؛ يعنى جدا بودن محل محراب شريف نبوى و مصلاّى پيامبر(ص) بوده است. اكنون به يكى از نشانههاى اثبات فهم اشتباه اين عده از علما اشاره مىكنيم:
اگر كسى در مكانى كه اين علما تصور مىكنند مصلاّى پيامبر(ص) است بايستد، در موازات ستون مخلقه قرار خواهد گرفت. همانطور كه مىدانيد و خود سمهودى نيز آن را به اثبات رسانده، (سمهودى، ج2، ص91، تحقيق: قاسم السامرائى، اول، 1422ق.) اين ستون در سمت راست كسى قرار مىگيرد كه در محراب نبوى مىايستد، نه در موازات وى. در بخش مختص به ستونها اين نكته را به تفصيل بيان مىكنيم.
چگونه ادعاى اين افراد مىتواند صحيح باشد، در حالىكه خود سمهودى در كتاب الخلاصه مىنويسد: «پيامبر(ص) بين سيزده تا نوزده روز بعد از تغيير قبله، نمازهاى واجب خود را در كنار همين ستون مىخواند و سپس به محل نمازش كه در موازات (در حوالى) محراب و در رواق اول واقع شده، پيش آمد.»
همۀ هدف سمهودى از ايراد اين سخن، تأكيد براين نكته استكه گودى مصلاّى پيامبر(ص) - كه پيش از اين به آن پرداختيم - پس از نخستين آتشسوزى در مسجد، از جهت طول حدود 6 سانتى متر و از جهت عرض نيز تقريباً معادل همين اندازه اضافه شده است. (سمهودى، ج2، ص94، تحقيق: قاسم السامرائى، اول، 1422ق.)
سمهودى در ادامه، فاصلهاى كه اين دانشمندان بين محراب نبوى و ستون توبه تعيين كرده بودند را بار ديگر اندازه گيرى مىكند. از رهگذر اين اندازهگيرى مجدّد، مشخص مىشود كه