71به نوشتۀ شيخ راضى آل ياسين، حادثۀ ساباط مدائن كمتر از حادثۀ عاشورا نبود.
صلح امام حسن مجتبى(ع)
با شرايط دشوارى كه پيش آمده بود، امام مجتبى، پيشنهاد معاويه براى صلح را پذيرفت و در حقيقت آن حضرت در اين صلح، محنت فراوانى را متحمل شدند. آن حضرت، نرمشى بزرگ و خردمندانه انجام دادند تا از فاجعه و راهيهاى عظيم جلوگيرى نمايند طبرى و بسيارى از مورخان آوردهاند كه «معاويه ورقۀ سفيدى كه پاى آن را مهر كرده بود، نزد حسن فرستاد و بدو نوشت اختيار با تو است در اين ورقه هر شرطى مىخواهى بنويس.» 1
البته اين نكته را بايد بدانيم كه مسألۀ صلح در سيرۀ پدر و جدش مسألهاى بوده كه بنابر ضرورت هاى مهمى انجام گرفته است؛ چنانكه جدّ گرامى ا ش در سالهاى اول بعثت تا آخرين مدتى كه در مكه بودند روششان در مقابل مشركين مسالمت بوده و هر چه آزار از آنها به ايشان مىرسيد، به يارانشان دستور برخورد نمىدادند. ولى وقتى كه هجرت مىكنند. در مدينه اين آيه نازل مىشود:
(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ).
2
«اذن داده شد به آنانكه كه مظلوم واقع شدند، بجنگند وخدا بر ياريشان توانا است.»
وقتى در مدينه هستند باز در صلح حديبيه، با اهل مكه صلح مىكنند و نيز با يهوديان پيمان عدم تعرض مىبندند. همچنين على(ع) پس از پيامبر(ص) روشش تا زمانى كه حكومت در دست ايشان قرار نگرفته، روش صلح است.
بندهاى صلح امام حسن مجتبى با معاويه
امام حسن مجتبى(ع) ، بندها و شرايط صلح را بدينگونه مىنگارند:
«1. حكومت، به معاويه واگذار مىشود بدين شرط كه به كتاب خدا و سنت پيغمبر و سيرۀ خلفاى شايسته عمل كند.
2. پس از معاويه، حكومت متعلق به حسن است و اگر براى او حادثهاى پيش آمد، متعلق به حسين است.
3. معاويه بايد ناسزا به اميرالمؤمنين، على(ع) و لعن به آن حضرت را در نمازها ترك كند و على را جز به نيكى ياد ننمايد.