63حضرت هجوم شده، دفاع از امامت و خليفه مورد قبول مسلمين، فرض بوده است و در همين راستا است كه امام مجتبى در واقعۀ جمل، حضورى پررنگ و همه جانبه دارد.
وأعلن الإمام الحسن(ع) عزل أبي موسى الأشعري عن منصبه ، وقال له : «... والله ما أردنا إلاّ الإصلاح، و ليس مثل أمير المؤمنين يخاف على شيء »، ... فصعد الحسن(ع) على المنبر ، فحمد الله و أثنى عليه و ذكر جدّه فصلّى عليه ، وذكر فضل أبيه وسابقته وقرابته من رسول الله(ص) و أنّه أولى بالأمر من غيره...»
1
«امام حسن مجتبى(ع) عزل ابوموسى اشعرى را از منصب خويش اعلام كرد و به وى فرمود: ... ابو موسى! به خدا سوگند كه قصد و ارادۀ ما اصلاح امور است و كسى را جز على، امير مؤمنان، نمى شناسيم كه بر وضع مسلمانان بيمناك باشد. پس بر منبر رفت و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و از جدش ياد كرده و بر او درود فرستاد و فضايل پدر و سابقه نيكىاش و نزديكى او به پيامبر را يادآورى نمود و فرمود: او از ديگران به امر حكومت اسلامى سزاوارتر است.»
سخنرانى امام مجتبى(ع) در جنگ جمل، بسيار پر شور و مهيّج ايراد گرديد و شمار بسيارى را به مبارزه با پيمان شكنان جمل گسيل داشت.
2. امام حسن مجتبى(ع) در صفّين
معاويه خوب مىدانست كه امام مجتبى(ع) ، به لحاظ اهميت جايگاه و مكانت علمى و روحى، در درجهاى است كه خلافت به او انتقال يابد، لذا تصميم گرفت فردى را به نزد امام بفرستد تا به نوعى آن حضرت را از حضور در معركه باز دارد و لذا او را به خلافت ترغيب نمود. و اين كار را توسط عبدالله عمر و به فرستادن او به نزد امام حسن(ع) انجام داد. امام حسن(ع) در پاسخ به گفته عبدالله بن عمر فرمود:
«كلاّ والله لا يكون ذلك، لكأنّي أنظر إليك مقتولاً في يومك أو غدك».
2
«هرگز، به خدا سوگند چنين نخواهد شد. گويى مىبينم كه تو امروز يا فردا كشته خواهى شد.»
امام حسن مجتبى(ع) ، سخنرانى بليغى ايراد كرده، فضايل جد و پدرش را ياد آوردند و امامت حتميه و قطعيه على بن ابىطالب را باز گفتند و لزوم دفاع از او به عنوان امام مفترض