59اينكه براى او جانى و عشيره و قبيلهاى و خانوادهاى برگزيد و ما جان پيامبر و قبيله و عشيرۀ او و خانواده و اهلبيت او هستيم.»
عبادت پيشگى و زهد و تقوا و صبرش زبانزد خاص و عام بود. در كتاب امالى شيخ صدوق چنين آمده است.
امام مجتبى(ع) عامدترين، زاهدترين و با فضليتترين مردم زمانش بود. آنگاه كه عازم حج مىشد، با پاى پياده مىرفت و گاه نيز با پاى برهنه. زمانى كه ياد مرگ مىنمود، مىگريست و هرگاه به ياد قبر و قيامت مى ا فتاد، اشك از چشمانش سرازير مىشد. 1
ابن شهر آشوب مى نويسد:
«امام حسن(ع) در حال گذر از جايى، ديد عدهاى از فقرا بر زمين نشستهاند و نان خشك خورد شده را كه در سفره دارند مى خورند. در هنگام، آنان از حضرت دعوت نمودند از نان خشك ميل كند، حضرت از مركب پياده شده، در كنارشان نشست و از آن نان ميل كرد. به بركتِ وجود امام، بر نان ها افزوده شد و همه سير شدند. پس از آن مهمانى بى تكلّف، حضرت از آنها دعوت كرد تا در منزلش بروند. آنان رفتند و حضرت از آنان به كمال، پذيرايى كرد.» 2
او به نيازمندان به نيكى و شايستگى تمام رسيدگى مىكرد و غم را از چهرۀ آنان مىزدود؛ ازاينرو هر ضعيف و بينوا و درماندهاى كه درخواست يارى داشت، نيازش را برآورده مىساخت. او مأمن بىپناهان، فريادرسِ مظلومان و محرومان بود؛ تا آنجا كه اموال آن حضرت در اين راه هزينه مى شد.
از امام مجتبى(ع) پرسيدند، چگونه است هر سائل و درمانده ا ى كه نزد شما مى آيد نا اميدش بر نمىكنيد؟! فرمود: من هم نيازمند و محتاجى هستم به درگاه خداوند كه دوست ندارم او مرا دست خالى بر گرداند و سپس فرمود: آنگاه كه محتاجى به من روى آورد، به او خوش آمد و آفرين مىگويم كه بخشش به او به سرعت بر من واجب گرديده، بدين جهت او با اظهار نيازمندى ا ش بر من تفضّلى كرده و بهترين روزهاى شخص جوانمرد آن روزهايى است كه مورد سؤال واقع شود و نيازمندى را يارى رساند. 3
آرى، او قرض قرض د ا ران را ادا مىكرد و به هديه كنندگان، با بهترين هديه پاسخ مىداد. اظهار حاجت را روا نمىدانست و قبل از اظهار حاجت، نياز افراد را برآورده مى ساخت و...