154مىآمدم، دچار جناب حاجى سيد عبدالله خراسانى شده، در خدمت ايشان آمده، نماز صبح را ادا نموده و باز مجدد رفته، در نزد محل موعظه، دو ركعت نماز طواف نسا با جماعت بجا آورده، آفتاب زد، به منزل آمده خوابيدم. به واسطۀ روزه كسل بوده، خوابيدم. عصر برخاسته، به حرم مطهر رفته طواف مستحبى كرده، نماز خواندم، به منزل مراجعت نموده، وقت افطار بود، افطار نموديم.
(83) امشب كه شب جمعه 17 شهر ذىحجة الحرام است، بعد از افطار حاجى آخوند شبرى آمد، روضه خواند. حاجى جواد و حاجى اميرتومان و حاجى فتوحالملك و سايرين هم بودند. بس كه كسل بودم، بعد از رفتن آنها خوابيدم. صبح برخاسته، نماز خوانده، قرآن خوانده، آقا سيد تقى اصفهانى تشريف آوردند. به اتفاق ايشان عازم بازديد جناب حاجى محمدعلى آقاى اصفهانى شدم. در اثناى راه، منزل حاجى سيد محمود يزدى رفتم. جناب حاجى محمدعلى اصفهانى نيز منزل حاجى سيد محمود تشريف آوردند. قدرى صحبت نموده، از آنجا برخاسته، به اتفاق ايشان به قبرستان ابوطالب رفتم. در آنجا قبور جناب ابىطالب و عبدالمطلب و جناب خديجه و سايرين را زيارت نموده آمديم. در سر راه، منزل جناب سيد عبدالله خراسانى رفتيم و ديدنى از آن نموديم. از آنجا به منزل آمده، ناهار خورده، خوابيديم. بعد از بيدار شدن ديديم آدمهاى حاجى شيخ حسين كه در دريا آمده بود، عارض شده و از قونسول مأمور آوردهاند. حاجى جعفر را فرستادم آمد كه برود به قونسول جواب بدهد، رفته نتوانسته بود جواب بدهد. بالاخره آن روز به [اين] فقره گذرانديم. به اتفاق حاجى فتوحالملك به حرم مبارك مشرف شده، نماز خوانده و در آنجا منزل حاجى ميرزا جبارخان ساعت [ساز] آمديم. حاجى ميرزا محمدآقاى مراغه و حاجى ميرزا كاظم آقاى تبريزى در آنجا تشريف داشته، نشستم. صحبت كرديم برخاستيم به منزل آمديم. پولها هم از [حاجى رشيد] كه امانت داده بوديم به دويست ليره سربسر تومان گرفتيم، دويست و پنجاه ليره نقد گرفتم.
(84) امشب كه شب 18 بود، از منزل حاجى ميرزا جبارخان به منزل آمديم. در منزل. منزل حاجى جواد و حاجى اميرتومان رفتيم، روضهخوانى شد. برخاسته منزل آمديم و خوابيديم. صبح شد. بعد از اداى فريضه، پسر جناب حاجى ميرزا محمد آقاى مراغه، نوشته پنجاه ليره را آورد. پنجاه ليره به ايشان قرض داديم. نوشته را گرفتم، بعد از آن منزل جناب فتوحالملك رفته، به اتفاق ايشان بازار رفته و از آنجا به حرم مطهر رفته، طواف نموديم و از آنجا منزل آمده، ناهار خورديم. باران خوب و مفصل آمد. شب هم باريده و برق سخت مىزد. بعد آدم هاى حاجى