150كرد... تشريف آوردند. [شايد: به نظر شريف آوردند] حاجيه خانم هم كه از حرم مراجعت نموده تشريف آورد، شام خورده خوابيديم. صبح زود برخاسته به حرم مطهر مشرف گشته، نماز صبح را خوانده و دعا و ثناى الهى را بجا آورده، منزل مراجعت كرده، مشغول تهيه و تدارك حركت به منا هستيم. بعد از ناهار برخاسته غسل نموده، به حرم مطهر مشرف گشته، نماز ظهر و عصر را گزارده و شكر نعماى حقيقى الهى را بجا آورده، به اتفاق حاجى فتوحالملك زير ناودان رحمت رفته، محرم شده و دعاى احرام خوانده، به منزل آمده، قدرى منتظر شده شتر آورده، بارها و كجاوهها را زدند. زنها را آوردند. بنده و حاجى فتوحالملك سوار شده تا يك ساعت از شب گذشته، وارد منا شديم و در چادر خودمان بحمد الله راحت شديم.
(74) امشب كه شب چهارشنبه هشتم بود، نماز را خوانده، در منزل حاجى فتوحالملك روضهخوانى شد. از آنجا به منزل خود آمده، راحت شدم. تا صبح راحت نشدم كه مبادا جانورى پيدا شود و الحمد لله راحت بوديم. صبح برخاسته در مسجد خَيف نماز صبح و نماز مستحب خوانده، آمده سوار شده، عازم عرفه شده، در عرض به مشعرالحرام رسيده، و از دور تماشا نموديم، رد شده، ميان همه جا آب رسيده بود و مردم آب برمىداشتند و باران كمكم مىآمد، تا اينكه قبل از ناهار خودمان را به عرفه رسانده و پياده شده، تا اينكه كجاوه و بارها آمدند، ناهار خورده و خوابيده، بيدار شده، چايى خورده، توپها را خالى مىكنند به جهت عيد قربان. سپس قريب به غروب، عامه از عرفات حركت نمودند و دو تا محمل مصر و شام با اجلال و شوكت تمام حركت نمودند. مشعلها در پيش، شليك توپ و تفنگ شربنلى مزين، اسبهاى مرصّع تا غروب بكلى حركت نمودند. به واسطۀ اختلاف حساب ماه اهل اثنىعشرى [روز] هشت مانده كه فردا حركت نمايند.
(75) امشب كه شب پنجشنبه9 ذىحجةالحرام بود، صبحى به ديدن حاجى اللهيار خان سرهنگ خويى رفته، ديدن نموديم. بعد جناب حاجى ميرزا احمد آقاى مراغهاى تشريف آوردند. صرف شيرينى و چاى شد، برخاسته به منزل آمديم. مطيعالملك قونسول ايران به بازديد جناب حاجى فتوحالملك تشريف آوردند. قدرى هم با آنها نشسته، صحبت نموديم. بعد از صرف چاى و شيرينى، ايشان نيز تشريف بردند. بعد حاجى ميرزا آقا و حاجى ميرزا كاظم آقا، پسر حاجى ميرزا يوسف آقاى تبريزى مرحوم به ديدن ما تشريف آوردند. ايشان نيز صرف شيرينى نمودند، تشريف بردند. قريب به ظهر بود، رفته در چشمۀ زيبده غسل وقوف عرفه كرديم. بعد منزل آمده مختصرى مشغول تسبيح و تهليل خداوند عالم شديم. بعد قدرى خوابيده برخاسته تا