142بعد از آن، بيت حضرت ابوطالب - عليهالسلام - رفته محل تولد و محراب حضرت مولىالموالى - عليهالسلام - را زيارت نموديم. بعد از آن بيت جناب خديجه آمده، محل تولد حضرت فاطمه - عليهاالسلام - و دست آسىاش 1را زيارت نموديم و از آنجا آمده، محل محراب حضرت پيغمبر - صلوات الله و سلامه عليه - را زيارت نموديم. بعد منزلى رفتيم كه حضرت پيغمبر - صلوات الله و سلامه عليه - در آنجا وضو گرفته، آنجا و محراب را زيارت نموده، بيرون آمديم. بازار رفته قدرى اشياء خريديم. از آنجا مسجدالحرام رفته، طواف كرديم، منزل آمده، ناهار خورده خوابيديم.»
در راه مكه به مدينه، از كنار مسجد غدير هم رد شده و تنها به اشاره نوشته است:
«جايى كه حضرت محمد المصطفى(ص) و حضرت امير بيعت خلافت فرمودهاند، علامتى معين نمودهاند، ديديم و رد شديم.»
همچنين در لابلاى همين مطالب كهگاه تكرار هم به نظر مىرسد، از شمارى از مشكلات سفر حج ياد كرده و به خصوص در راه دريا و همين طور راه مكه به مدينه، ما را با دشوارىهاى معمول در اين راهها آشنا مىكند:
«در حقيقت سوار شدن كشتى ابداً جايز نبود، هركس بتواند و عازم بشود اعتقاد بنده راه خشكه برود، كشتى ابداً داخل شدنى نيست... هركس اين روزنامه را بخواند از من وصيت بشنود كه به روى كشتى نيايد.»
استفاده از قطار كه تنها براى چند سال معمول بود، به عنوان يكى از نكات جالب در اين سفرنامه محلّ تأمل است كه البته بخش مربوط عجالتاً در اين قسمت كه الآن چاپ مىشود نيامده است.
اين نمونه هم كه البته موارد آن اندك است، گزارشى است از شمارى از حاجيان اهل داغستان در مسجد الحرام:
«ديديم جمعى نشسته، از اهل داغستان لا اله الاّ الله مىگفتند. اين قدر لا اله الاّ الله گفتند كه غش كردند، باز به حال آمدند و سرشان را تكان مىدادند، خيلى ايستاديم.»
از نكات ديگر اين سفرنامه آن است كه در اين سال، اختلاف تقويم شيعه و سنى سبب شد تا شيعيان يك روز ديرتر به عرفات رفته و طبعاً باقى اعمال نيز يك روز با تأخير انجام شد.
وصف او از حاجيان نيزگاه زيباست اما به طور معمول، نوشته رنگ ادبى ندارد:
«از جدَه حركت نموديم. به راه مثل مور و ملخ جمعيت همه سفيد و احرام پوشيده، و از حد