134پس از نيم ساعتى متوجّه به من شد و از حالات كشور ايران پرسيد و چنان اظهار داشت كه ما براى ترفيۀ حال مسلمانان دنيا وسيلۀ راحتى را براى مسافرت آنها در حجاز براى تشرّف به حج فراهم كرده ايم و طرز حكومت اسلامى را تجديد نموديم و امنيت را در سراسر كشور بر طبق حكم قرآن جارى ساخته ايم، مع الوصف مسموع مىشود كه دولت ايران از آمدن ايرانيان به مكۀ معظمه كراهت دارد! من عرضه داشتم كه اگر مقام خلافت را اجازه داشته باشم سرّ اين نكته را معروض دارم.
رخصت تكلّم فرمود. عرضه داشتم: نه فقط دولت ايران كراهت داشته باشد بلكه تصوّر مىكنم كه ساير دول اسلامى نيز كراهت داشته باشند؛ زيرا كه مذهب شما بر حسب آنچه قاضى حاضر عقيده دارند و در رسائل اين مذهب نوشته شده، غير خود را، از تمام فرق اسلاميه، كافر حربى مىدانند و همان معامله كه با كفار حربى و مشركين معمول مىدارند، از اباحۀ عرض و جان و نفس و مال، همان معامله را با مذاهب اسلام مىنمايند و اگر خوف از سياست ملك نبود يك نفر مسلمان غير از فرقۀ وهابيه از حجاز و مكه، جان به سلامت نمىبرد. در صورتى كه سيرۀ خلفاى راشدين بر اين بود كه كليۀ اهل قبله را محكوم به اسلاميت مىدانستند و اگر كسى به واسطۀ گناه كبيره واجب القتل مىشد، فقط اجراى قتل دربارۀ او مىكردند و معاملۀ كفّار حربى با آنها نمىكردند؛ چنانچه آيۀ شريفۀ (وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقىٰ إِلَيْكُمُ السَّلاٰمَ لَسْتَ مُؤْمِناً) 1و احاديث زيادى در كتب صدر سلف از حضرت رسول اكرم(ص) و خلفاى راشدين شاهد اين مقال است و ابن تيميه و ابن قيم كه از مؤسّسين اين مذهب مىباشند، آنان نيز بر اهل قبله اجراى احكام كافر حربى نكردند؛ چنانكه كتب آنها و مقالات ايشان نيز شاهد است.
اكنون كه پادشاه حجاز و نجد در اين كشور حكم قرآن و سيرۀ خلفا و سنّت رسول(ص) را جارى ساخته، كشتن كسى كه به طواف بيت الله آمده، براى استعمال كردن جيگاره و شرب دخان بر فرض گناه كبيره باشد، چگونه با قرآن و سنّت و سيرۀ راشدين موافقت دارد؟! با نصّ قرآنى كه مىفرمايد: (مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً) 2البته در اين صورت چون مسلمانان دنيا مىبينند با آنها در اين كشور اين گونه معمول داشته مىشود و نام او را اجراى حكم قرآنى مىگذارند، به هيچ وجه ايمن نيستند. اين اشتداد و سختگيرى جز نفرت چيزى ايجاد نخواهد كرد در صورتى كه قضاياى واقعه در صدر اسلام، در ميان اتباع خلفا بلكه شخص خلفا [را] محمول بر خطاى در اجتهاد دانستند و توبه را مصحّح ايمان آنها قرار دادند. معلوم مىشود اين سيره از خلفاى راشدين و اتباع آنها كه پادشاه حجاز (أدام ملكه) مرام خود را بر احياى آن قرار داده در ميان