87«بدان كه در يلى قبّه امام عقيل، موضعى است كه دعا در آنجا و در آن مكان مستجاب است. در آن مكان صفّه بستهاند و بر سنگى نوشتهاند و كنده گذاشتهاند تا از ساير مواضع ممتاز باشد. يكى از اماكن مستجابيه در مدينه است.»
اينها از مواردى بود كه نويسنده، اطلاعاتى از مشاهدات خود در بارۀ آنها به دست داده است. در دل اين مطالب، آگاهىهاى تازهاى در بارۀ برخى از اماكن وجود دارد كه مىتواند مكمل مطالبى باشد كه ما دربارۀ اين اماكن در اختيار داريم. به عبارت ديگر، اطلاعات وى از روزگار خودش طبعا آگاهىهاى تازه است.
ثبت برخى از كتيبه ها
نويسنده در برخى از موارد، كتيبههايى را كه در بارۀ تاريخ بناى آن اماكن بوده، ثبت كرده كه گرچه زياد نيست، اما توجه وى را به امر «تاريخ» و نگارش آن نشان مىدهد.
يك نمونه كتيبه، روى سنگ قبر خواجه محمد پارسا بود كه پيش از اين متن آن كتيبه را كه شامل تاريخ دقيق درگذشت وى بود، آورديم.
در بارۀ كتيبۀ يكى از محرابهاى مسجد مىنويسد:
«در دو طرف محراب دو باب گذاشتهاند كه امام در وقت قيام نماز از باب يمين محراب درآيد و بعد از اكمال نماز از باب شمال بيرون آيد، و در طاق آن، به آب طلا تاريخ تجديد آن عمارت را به خطّ جلى به رسم كتابت نوشتهاند و آن اين است:
و در عهد سليمان پسنديده خصال
و اين رباعى در بالاى بابهاى ثانى است و از بعض خادم مشهور مسموع است كه قائل اين تاريخ مولانا شهرى است كه يكى از موالى مشهور ماوراء النهر است، و شهرت دارد.»
نيز در بارۀ كتيبهاى از دورۀ سلطان مراد عثمانى و در خصوص تعميرات وى در حرم نبوى در سال 999 مىنويسد:
«ديگر در تاريخ سنۀ «تسعة و تسعين و تسعمائة» ، سلطان مراد كه يكى از سلاطين با استعداد طبقۀ عثمانيه بود، به نيت اينكه مسجد شريف را نوعى وسيع سازد كه حجرۀ شريفه همچون خانۀ كعبه در ميان واقع شود، زر بىشمار به مدينۀ سيد مختار - عليه السلام - فرستاد و