88كسان او به عمارت توجه داشتهاند كه عمارت وجود سلطان مراد در اين دار بىبنياد از پاى درافتاده و مردى كه از جانب او بر سر آن عمارت بوده، آنچه داشته خرج كرده، در ايوان مسجد نبى - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - سه گنبد زياده ساخته كه عرضاً و طولاً بيست و هفت گنبد است و ايوان را نوعى كلان ساخته كه آنچه در زمان نبى - عليه السلام - صحن بوده، همه را پوشانيده، اليوم عمارت او ممتاز و نمايان است؛ چرا كه آنچه عمارت قايتباى سلطان است، چوب پوشش است، و آنچه او كرده، گنبد است و سقف آن گنبدان منقّش به ايوان آيۀ كريمۀ (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلىٰ شٰاكِلَتِهِ) [اسراء: 84] را توّابين مدور در سقف كنند به آب طلا در زمين لاجوردى به خطّ ثلث نوشتهاند كه نسخ تعليق را محقق و ابطال ريحان را متعلق است و آن آيت از چهار طرف خوانده مىشود؛ نوعى كه الفهاى آن در هر بار داخل، و تاريخ عمارت را در سنگى به خطّ جلى كندهاند، آن سنگ را در درون طاق، ميانۀ آن ايوان وصل كردهاند و آن تاريخ اين است:
بناء شريف لروض النبى
در بارۀ كتيبۀ موجود در مسجد قبا كه حدود يك سال پيش از آغاز نگارش اين رساله تعمير شده بوده، نوشته است:
«پوشيده نماند كه مسجد قبا در تاريخ هزار و سى و شش [1036] عمارت جديد يافت. سقف او چوبين بود، كهنه و فرسوده شده بود، قبّههاى خشتين شد، در ايام دولت سلطان مراد اين مقصود حاصل شد و به جهت ضبط سال آن اين مسكين چند تاريخ يافته بود از عربى و فارسى و در ديوار آن مسجد به خطّ جلى نوشته، از آن جمله، يكى اين است:
تعمير قبا شد گو يار كه فيض حق
منهاى كتيبهها، ارزش اين رساله در اطلاعاتى در بارۀ اماكن متبركه مدينه كه در روزگار وى توسط مردم زيارت مىشده، جالب است. در اين زمينه از محلى منسوب به محل كشته شدن عثمان هم ياد كرده كه تقريباً بىسابقه است. همچنين جايى به عنوان «روضۀ منورۀ عبدالله بن خالد بن وليد و آن محاذى باب النساء است. ميان او