243تاكنون، همه روزه در مطالب علمى و گفت وگوهاى روزمرۀ سياسى، اجتماعى و خانوادگى گرفتار مجادله و يا مناظره مىشوند و مناظره و جدال، به يك معنا رسمىترين روش بحث و استدلال است كه از قديم متداول بوده است.
دركتاب «قصص الانبيا» ى استاد عبدالوهاب النجار با عنوان «الجدال فى القرآن» از نوعى مناظره ميان ابليس و پروردگار كه هنگام خلق آدم و امر به سجده كردن به وجود آمده، ياد مىكند. آن گونه كه در قرآن كريم آمده، ذات اقدس الهى از ابليس پرسيد: چرا مخلوقى را كه با دست قدرت آفريدم و از روح خود در آن دميدم سجده نكردى؟ ابليس گفت: مرا از آتش كه داراى نور و نيرو و حرارت است آفريدى و آدم را از خاك تيره و ظلمانى، بدين دليل من افضل و اشرف خلقم و بر آدم خاكى سجده نمىكنم. هم چنين از مناظرهاى به شكل استفسار فرشتگان از خداى متعال ياد مىكند كه پس از اعلام خلافت حضرت آدم در زمين، عرضه داشتند: آيا كسى را خليفه و جانشين خود قرار مىدهى كه آنان در زمين خونريزى و فساد بر پا مىكنند، در حالى كه ما تو را تقديس مىكنيم و به حمد تو سپاسگزاريم؟ خداوند فرمود: من از آنچه شما نمىدانيد آگاهى دارم. 1در آن كتاب از جدال مشركان و كفار و قوم نوح و ابراهيم، لوط، عاد و ثمود و غيره كه در قرآن از آنها سخن به ميان آمده، نيز مطالبى ديده مى شود.
پس، از نظر قرآن جدال و مناظره به آغاز خلقت انسان بر مىگردد؛ بنابراين، يونانىها آن را به وجود نياوردهاند، بلكه مناظره و نظاير آن، با پيدايش نخستين انسانها در كرۀ زمين به وجود آمده است، ليكن مناظره و گفتگو به صورت هدفمند و مدوّن به قرون پنجم و ششم پيش از ميلاد بر مىگردد. در يونان قديم مكاتب اعتقادى از يك سو و اختلافات مالى از سوى ديگر باعث شد كه بازار بحث و مناظره و جدل رونق پيدا كند و قرن پنجم را مىشود نقطه تضاد عقايد و پيدايش سوفسطائيان ناميد. سردمداران سفسطه دلايل سفسطه و جدل را به علاقه مندان بحث و گفتگو آموزش داده و راههاى غلبه بر رقيب را مىآموختند. تا آنجا كه پروتا گورس و پروديكوس از نخستين افرادى بودند كه به آن سر و صورتى دادند. پروتاگورس كتابى به نام «فن اقناع» نوشت و مشهور شد. وى به شهرهاى يونان مىرفت و مجالس بحث و گفتگو برپا مىساخت. آنان به قدرى به مباحث فن مناظره اهميت مىدادند كه آموزش آن را به عنوان شغل انتخاب نموده و به تعبير افلاطون، مغازه دارانى بودند با كالاهاى معنوى. 2سقراط و شاگردش روش مباحثه را به شيوۀ «مائيوتيك» ادامه مىدادند. 3
ارسطو از انواع ديگرى از برهان و استدلال ها سخن گفته است؛ مانند استدلال هاى جدلى، خطابهاى،