222در نظر گرفتن دين يا نژاد وى شامل مى شود. اين نكته كاملاً متضاد با نظرات برخى نظريه پردازان تمدن مادى معاصر است كه انسان را به جنگ تمدن ها و ضرورت برترى نژاد سفيد دعوت مى كنند.
آنچه كه گفتيم، برخى از محورهاى اساسى تسامح دينى بود كه به نظر من بايد در اين مقاله به آنها اشاره مى شد. معتقد نيستم كه همۀ ابعاد اين موضوع را بررسى كرده ا م؛ بلكه مسير براى بررسى و تحقيق در اين باره همچنان باز است. من اين فرصت را غنيمت مى شمارم تا از ديگر پژوهشگران دعوت كنم كه ابعاد تازه ترى از اين موضوع حساس را آشكار و روشن كنند.
نتيجه گيرى:
مى توان طى فرايند تعميم و تجريد، از احكام و بندهاى اين پيمان نامه، اصول اوليه و ثابتى را استخراج كرد. اين اصول اوليه و ثابت، علاوه بر اين كه با مصاديق عملى و تجارب واقعى تسامح دينى مى تواند اندوخته اى تاريخى براى غنى ساختن تمدن اسلامى باشد، همچنين مى تواند منبعى الهام بخش براى حل بسيارى از مشكلات دورۀ معاصر به شمار رود. اصل تسامح دينى، چكيده و بازتاب روشنى از روح اين پيمان نامۀ شريف نبوى است. اين پيمان نامه به نوعى، اصل تسامح دينى را به اجرا گذاشته و تمرينى عملى براى آن به شمار مى رود. از آنجايى كه ما امروزه با مشكلات فراوانى مانند جنگ عربى - اسرائيلى، جنگ هاى منطقه اى، نظريه جنگ تمدن ها و عمليات هاى تروريستى كه بسيارى از كشورهاى جهان را مشغول خود كرده است، دست و پنجه نرم مى كنيم، نياز مبرم و شديدى به طرح هايى احساس مى شود كه بر پايۀ تفاهم، گفتگو و مذاكره پايه ريزى شده باشند. بايد به تعدد آراء و نظريات به عنوان مسيرى براى ايجاد تمدنى جهانى ايمان داشت. تمدنى كه مردم جهان مى توانند در آن با صلح و تفاهم، همزيستى مسالمت آميزى داشته باشند.