163دربارۀ وى مىنويسد: «. . . طاف البلاد وأكثر من الزيارات، وكاد يطبق الأرض بالدوران، فإنه لم يترك براً و لا بحراً و لا سهلاً و لا جبلاً من الأماكن التي يمكن قصدها ورؤيتها إلاّ رآه، ولم يصل إلى موضع إلا كتب خطه في حائطه، ولقد شاهدت ذلك في البلاد التي رأيتها مع كثرتها. . .» 1
او علاوه بر كتاب اشارات، آثار ديگرى نيز داشته كه گويا به دست ما نرسيده است. ابن خلكان براى وى كتاب «الخطب الهروية» را ذكر كرده است 2و خود او در پايان كتاب اشارات، از تأليف ديگرش با عنوان «منازل الارض ذات الطول والعرض» ياد مىكند. . .» 3
هروى در مقدمه كتاب خود، انگيزه نگارش آن را چنين بيان مىكند كه: «فإنه سألني بعض الإخوان الصالحين والخلان الناصحين أن أذكر له ما زرته من الزيارات، و ما شهدته من العجائب والأبنية و العمارات، و ما رأيته من الأصنام والآثار والطلسمات في الربع المسكون والقطر المعمور. . .» 4
كتاب اشارات هروى تصور عام و كلى از زيارتگاههاى موجود در بسيارى از سرزمينهاى جهان اسلام، به ويژه مناطق مركزى آن شامل شام، جزيره، عراق، مصر و شبه جزيره عرب به دست مىدهد و بيشتر اطلاعاتِ ارائه شده در آن نيز در ساير منابع تاريخى به چشم نمىخورد. از اينرو، در پژوهشهاى مرتبط با موضوع زيارتگاههاى اسلامى از اهميت خاص و منحصر بهفردى برخوردار است.
هروى همچنين بخشى از كتاب خود را به توصيف مساجد مقدس و اماكن متبركۀ حرمين شريفين اختصاص داده است. اگرچه اطلاعات وى در اين زمينه بسيار موجز و خلاصه است، اما با توجه به اينكه كتاب الاشارات يك منبع كهن و در عين حال تخصصى به شمار مىآيد، مىتوان براى اطلاعات ارائه شده در آن، ارزش ويژهاى قائل شد.
با اين حال بايد توجه داشت اطلاعاتى كه هروى در كتاب خود ثبت كرده، مبتنى بر مشاهدات و خاطراتى است كه مدتها پس از سفرهاى خود به رشته تحرير درآورده است. بنابراين، خالى از لغزشها و بىدقّتىهاى ناشى از فراموشى در نتيجۀ گذر زمان نيست؛ زيرا همانگونه كه خوداشاره كرده است، در يكى از سفرهايش، در هنگام حركت از جزيرۀ سيسيل به دريا افتاد و كتابهايش غرق شد و آب دريا متن بخش باقىمانده از آن را نيز محو كرد. 5
در واقع هروى نسبت به ثبت اندازهها و مشخصات بسيارى از مكانهايى كه از آنجا