154
در بيان بعض احوال متفرقۀ متعلقه به مدينۀ منوره على ساكنها الف الف الصلوات و السلام و التحية و آن مشتمل است بر سه فصل:
فصل اول، در بيان وظايف اهل مدينه
بدان كه وظايف اهل مدينۀ منوره از اوقاف و غيره، هر سال از ملك روم و مرز و بوم ولايت مصر و شام بى حد و مالاكلام آيد؛ و اهل مدينه را در مدينه امرى كه بر آن توكل كند، از كسب و زراعت و غيرهما نباشد. معيشت ايشان را ايزد متعال - جلّت سلطانه - سال به سال بى قيل و قال بى كسب فعال از مسافت هاى بعيد نوعى رساند كه ايشان در گمان نداشته باشند؛ چنان كه در باب فضيلت اهل مدينه گفته اند: «ساكنها سعيد و ميتها شهيد، و رزقها يصل من القريب و البعيد» .
مسموع است كه هر سال در ايام حج، همراه محمل شام، مبلغ سيصد هزار اشرفى كه آن را لك گويند، به مدينۀ شريفه آيد؛ و آنچه از مصر آيد از نقد و اجناس، بى حد و قياس است.
چون بيست و هشتم ذى القعده شود، امير حاج محمل شريف را به مدينه رساند و سه روز در مدينه مقام كند. شخصى كه زرها حوالۀ اوست و [او را] امين صرّه گويند، آنچه آورده باشد، در حضور قاضى و شيخ الحرم به خزانه دار تسليم كند و نويسندگان در دفتر خود نويسند و ديگر صندوق هاى پر از درّ، ميان در ميان حاضر كند كه به نام هر كس، گرهى 1بسته على حده برآيد. امين صرّه خود به دست خود به آن كس دهد؛ بعده قاضى و شيخ الحرم بنشينند و آن مبلغ مذكور را به مردم آن روز تقسيم نمايند؛ بدين طريقه دفتر خود را گشايند؛ از ابتداى آن ترتيب اسامى مكتوبه را خوانند، به نام هر كس كه مبلغى كه مكتوب باشد بدهند و اگر آن كس حاضر نباشد به يكى از ياران و مصاحبان او دهند و اگر آن هم موجود نشد، پيش امينى امانت گذارند. چون زر صاحب زر حاضر شود و نداند كه زر او را كه قبض كرده است، با نويسندگان رجوع شود و كشف گيرد. كشف، آن باشد كه امام آن كس كه زر گرفته و عدد مبلغ را و اسم آن صرّه و صاحبش را در قطعه كاغذ صغير نوشته دهند آن كس به موجب كشف زر خود را از جا باشد، بى مناظره و مجادله بگيرد.
اما مبلغى كه از مصر آيد به حدّ بيان ندارد وليكن آن مقدار استماع يافته كه محصولات ولايت مصر از نقد سواى جنس هر سال، بيست و هشت لك اشرفى است شريف است [كذا] كه از آن جمله يك هفت لك كه هفت صد هزار است، خالصه خونگار روم است كه آن را به استنبل [استانبول]