155برده، داخل خزانۀ سلطانى سازند و هفت لك ديگر در وجه علوفۀ سپاه و عسكر و اوقاف مسجد و خانقاه آن شهر و زاويهها. . . و مدارس معتبر و موالى مقرّر صرف شود و هفت لك ديگر در وجه علوفه حاكم مصر مع اتباعش معين و مقرر بود و باقى هفت لك دگر خاصه حرمين الشريفين - زادهما الله شرفاً - باشد كه امير حاج مصرى همراه محمل آن مبلغ را آرد و به اهل مكه معظّمۀ و مدينۀ منوّره صرف كند.
بدان كه در درياى نيل كه در بلدۀ مصر محروسه است، ميلى وضع كردهاند و نشان در آن ميل بحر نيل گذاشتهاند كه هرگاه آب نيل به نشان آن ميل رسيد، مبلغ چهار هفت لك مذكور از نقد و جميع اجناس از جنس محصولات ولايت مصر به حصول پيوندد و كلام مشهور است «استوى هما و الخشبة» كه در السنه مذكور است، عبارت از آن است؛ و اگر آب مقدار يك اصبع از نشان كم شود - عياذا بالله - قحط و قيمتى و غلا پيدا شود، [غله ناپيدا شود] و اگر زياده آيد، ذٰلِكَ فَضْلُ اَللّٰهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشٰاءُ، اَلّلهُمَّ أوسع لنا من كلّ أمور في الدنيا والآخرة، و أوصلنا إلى مقاصدنا باطنة وظاهرة شرع بالمقصود.
بدان كه در مدينۀ رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از وجه علوفۀ سپاه و متقاعدين آن جايگاه از نقد و اجناس بىحد و قياس آيد، ليكن آن مقدار به قياس مىدرآيد مقدار هژده هزار نفر در دفتر گندم مرقوم و مقررند كه آن را از صغير و كبار، غنى و فقير، نيك و بد، بنده و آزاد، رجال و نساء، وضيع و شريف باشند و بر سر هر دو ماه يك ماه بر هر نفر سه مد گندم كه هر مدى كه چهار كيله باشد، ناچار دهند، و هر دو كيله پنج سير بود. پس در تمام سال كه دوازده ماه است، شش دفعه و گاه هفت مرتبه دهند كه آن يك حمل شتر شود و هر سال از مصر محروسه، به جهازهاى كبار، موازى بيست و چهار هزار شتر بار گندم به جهت اين وظيفه آيد و مبلغ بيست و چهار هزار ابراهيمى كه چهل. . . بود به جهت كراى شتر كه از بندر ينبوع تا مدينۀ منوّره كه چهار روزه راه است، نيز آيد، و به عدد هر نفرى نيز يك اشرفى به جهت اجرت آرد كردن گندم نيز آيد و اين همه، از اوقاف قايتباى سلطان باشد به جهت فقراى مدينۀ منوّره؛ اگر چه ابتداى آن وقف و اختراع حصۀ گندم در تاريخ سال هشتصد و يك [801] در دور سلطان سليم خان - عليه الرحمه والرضوان - واقع شد و تعين قرائت اجزاء و غيره نيز در زمان او شده. اما سلطان - طاب ثراه - بر آن افزوده و بيشتر از بيشتر ساخته.
ديگر مقدار از آنچه مذكور شد در وجه علوفۀ رؤسا و چون قاضى و شيخ الحرم و آغاسى عسكر و آغاسى قلعه و ساير سپاه و عسكر پادشاهى، از مصرى محروسه آيد كه آن را «جرايه» نامند