146«مسجد حضرت فاطمه زهرا» - رضى الله عنها - آن در قبله مسجد مذكور است و آن دار امّ كلثوم است؛ «نزل النبي - صلّى الله عليه [وآله] وسلّم - و أهله و أهل أبي بكر معه» .
ديگر برار بس است [؟] در قبا كه بيان آن عن قريب مذكور خواهد شد ان شاء الله.
فصل سيوم در بيان نخل متكلم و ساير مواضع متبركۀ متفرقه
اما نخل متكلّم: آن در ميان نخلستان قبا است طرف شمالى مسجد، در راهى كه به مدينه آيند يا از مدينه روند به قبا. و الحال از آن نخل، چوبى باقى مانده است و بر گرد آن چوب ديوارى كشيده و صفّه بستهاند و خلق، آن را زيارت كنند و بر آن صفّه نماز گزارند و طلب حاجت كنند و در بيخ آن نخل درختهاى بزرگ سبز شده و بار مىدهد و ميوۀ آن را تبركاً به اطراف عالم برند، و برآن خرماى برنى بود، و بَرنِى به فتح موحده و سكون را مهمكه و كسر نون و بعده ياى تحتانيه ساكن، يكى از اقسام تمرها است كه در مدينه است، و فضيلت آن بسيار است.
در اخبار وارد است كه هركس در ناهار هر روز از خرماى برنى هفت عدد بخورد، زهر مار در او كار نكند و از جميع امراض مصون باشد.
از امام احمد مروى است كه:
قال رسول الله - صلّى الله عليه [وآله] وسلّم -: «خَيْرُ تَمْرِكُمُ الْبَرْنِيُ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ وَ لاَ دَاءَ فِيهِ» .
«مسجد جمعه» ؛ آن است كه قريب به نخل متكلّم [است]، چون رسول - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - به مدينه تشريف فرمودند، نماز جمعۀ اوّل در آنجا گزاردهاند؛ و آن را مسجد بنىنجار گويند؛ نام قبيلهاى است از انصار كه آن زمان در آن مكان قرار داشتهاند. ايشان خال حضرتاند - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از جانب پدر؛ چرا كه مادر عبدالله پدر آن حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از قبيلۀ بنى عدى بن بنى نجار است، اما صاحب تاريخ آن را [ \ مسجد جمعه را] بنى سالم گفته، و نوشته [است] كه: چون حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بعد از مدتى كه در ميان بنى عمرو بن عوف - كه ساكن قبا بودند - اقامت داشتند، به سوى بنى نجار كه قبيلۀ پدر ايشاناند، متوجه شدند؛ چون در ميان بنى سالم رسيدند وقت نماز جمعه شد، در بطن وادى اقامت نماز جمعه نمودند و از آنجا متوجه مدينه شدند. اما طول مسجد جمعه بيست گز و عرضش شانزده گز است.
بدان كه چون روز جمعه شود، دروازۀ حرم شريف و محرابها و رواقها و شباكهاى اطراف حجرۀ لطيف را پردۀ ابريشمى گيرند و دو عَلَم به كسى طويل القامت در دو پهلوى منبر