133تمام، مدت دو چهارده كه بيست و هشت روز است در آن برج سعادت استقامت نمود، روز بيست بيست و نهم، اصحاب عالى جناب مشتاق آن آفتاب گشته با ديدههاى پرآب بر در باب آن خانه همچون پر پروانه آمدند، و مترنّم اين مقال بودند؛ بيت:
اى رخ تو شمع شب افروز ما
رسول - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - فرمودهاند كه مرا مدت يك ماه عهد است و امروز از ماه يك روز كم است، چون ماه تمام شود و هلال ماه ديگر روى نمايد، من نيز با قامت چون هلال از اين زاويه پرملال بىقيل و قال بيرون خواهم آمد. اصحاب گفتند: يا رسول الله! اشتياق ما به حدّى رسيده است كه لحظهاى طاقت فراق نداريم. روز ما بىآفتاب جمال تو شب گشته و شب ما بى عارض تو پر تعب شده، سحر ما بىروى تو همچون شام سياه است و شام ما و چاشت ما بىتو ناله و آه است. بيت:
روز و شب بىروى تو گشته سياه
در چنين وقت جبرئيل امين - عليه السلام - از نزد ربّ العالمين - جلّت قدرته - نازل گشته گفت: يا محمد! - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم -: الله تعالى - جلّت سلطانه - مىگويد. 1
[فصل سيوم: در بيان ابواب قلعه مدينه سكينه]
«بسم 2الله الرحمن الرحيم» ، مقصود تاريخ بنا است و اين تاريخ در جانب بقيع قريب به باب طرف شمالى در ديوار قلعه است.
قلعۀ مدينۀ منوّره را چهار باب است:
اوّل باب مصرى، آن دروازهاى است كه خلق چون از جانب مكۀ معظمه آيند، از آن در درآيند و آن را باب مصرى از آن گويند كه قافلۀ مصرى چون به زيارت آيند، در بيرون آن باب نزول نمايند و بلدۀ مصر محروسه نيز جانب آن باب است. در قديم آن را سويقه گفتندى، به جهت آنكه سوق مدينه متصل به آن باب است و آن باب در جانب غربى قلعه است.
منازل متبرّكه و عمارات عاليه از مدرسه و زاويه و رباط و حمام و غيره در بيرون آن باب بيرون از حساب است؛ و تكيه و مدرسه خاصگى سلطان و تكيه امراوى كه متكفل غذا و نامرادان