119پنجره، صندوقها ساختهاند و مصاحف و اجزايى كه در حرم محترم خوانند در آنجا گذارند و در دو طرف محراب دو باب گذاشتهاند كه امام در وقت قيام نماز از باب يمين محراب درآيد و بعد از اكمال نماز از باب شمال بيرون آيد و در طاق آن، به آب طلا تاريخ تجديد آن عمارت را به خطّ جلى به رسم كتابت نوشتهاند و آن اين است:
و در عهد سليمان پسنديده خصال
و اين رباعى در بالاى بابهاى ثانى است و از بعض خادم مشهور مسموع است كه قائل اين تاريخ مولانا شهرى است كه يكى از موالى مشهور ماوراء النهر است و شهرت دارد.
ديگر در تاريخ سنۀ تسعه و تسعين و تسعمائه [999]، سلطان مراد كه يكى از سلاطين با استعداد طبقۀ عثمانيه بود، به نيت اين كه مسجد شريف را نوعى وسيع سازد كه حجره شريفه همچون خانۀ كعبه در ميان واقع شود، زر بىشمار به مدينه سيد مختار - عليه السلام - فرستاد و كسان او به عمارت توجه داشتهاند كه عمارت وجود سلطان مراد در اين دار بىبنياد از پاى درافتاده و مردى كه از جانب او بر سر آن عمارت بوده، آن چه داشته خرج كرده، در ايوان مسجد نبى - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - سه گنبد زياده ساخته كه عرضاً و طولاً بيست و هفت گنبد است و ايوان را نوعى كلان ساخته كه آنچه در زمان نبى - عليه السلام - صحن بوده، همه را پوشانيده، اليوم عمارت او ممتاز و نمايان است؛ چرا كه آنچه عمارت قايتباى سلطان است، چوب پوشش است و آنچه او كرده گنبد است و سقف آن گنبدان منقّش به ايوان آيه كريمۀ: (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلىٰ شٰاكِلَتِهِ) 1را توّابين مدور در سقف كنند به آب طلا در زمين لاجوردى به خطّ ثلث نوشتهاند كه نسخ تعليق را محقق و ابطال ريحان را متعلق است و آن آيت را از چهار طرف خوانده مىشود، نوعى كه الف هاى آن در هر بار داخل و تاريخ عمارت را در سنگى به خطّ جلى كندهاند آن سنگ را در درون طاق ميانه آن ايوان وصل كردهاند؛ و آن تاريخ اين است:
بناء شريف لروض النبى
و ستونهاى حرم محترم را نيز قصد كرده بوده كه به كاشى سبز پوشاند كه هر كدام همچون سروى در آن بوستان نمايان باشد و آنچه كاشى سبز از مصر آورده، در بعضى از ستونها تا ربع كفايت كرده و باقى موقوف بوده تا آن زمان آوردن كاشى، چون سلطان مذكور مرحوم گشت،