141متعصّب و با مسلمانها عداوت قلبى دارد.»
مقصد بعدى شاه، آلمان بود كه پس از ورود به سمت فرانكفورت و از آنجا به شهر لايپزيك كه از «بهترين شهرهاى آلمان و عمده فابريك و صنايع ملّت آلمان در اين شهر است» رفتند. از آلمان عبور كرده وارد روسيه شدند؛ «اما خاك روسى نسبتاً به خاك فرنگستان خيلى خرابه به نظر آمد.» «علت اين است، مأمورين روسها در اخذ ماليات و غيره، خيلى تعدّى و بىحسابى به رعيت مىكند. هر بلا كه بخواهند به سر رعيت مىآورند، كسى بازخواست نمىكند.» امپراتور روسيه از شاه ايران استقبال كرده، آنان را به كاخ ارميتاژ و به زيارت مقابر سلاطين روسيه برده است. پس از آن به شمارى از كاخهاى سلطنتى و ييلاق رفته و نويسنده آنچه را ديده وصف مىكند. در اينجاست كه خبر بيمارى عمويش ناظم الدوله رييس دارالشورى كبراى ايران را شنيده و قدرى افسرده مىشود؛ «اطباى وينه از معالجه ناظمالدوله مأيوس شدند» ، «حالا كه عصر جمعه است، در اتاق خود تنها نشسته و چون بىمشغوليت، خيالات بيشتر اذيت مىكند، نوشتن اين روزنامه را براى خود مشغُوليت نموده» ، «خلاصه در اين چند روز اقامت پطرربورغ، حقيقتاً به من جهنّم گذشت و ابداً جايى را نديدم كه در اينجا شرح دهم.»
وى به همراه شاه از موزۀ ارميتاژ ديدن كرده اما به نظر وى «جواهرات و ساير چيزهاى موزه چيز تعريفى نبود.» سفر روسيه به پايان رسيده و شاه دوباره به آلمان و فرانسه باز مىگردد؛ «همه جا از شهرها و آبادىها رد شديم كه مختصرى وقت رفتن ذكر شد و اينكه اسامى شهرها را نمىنويسم، در اين مواقع بىفايده مىدانم و چنان كه سابقاً اشاره شد، اسم شهرهايى كه آنجا توقف مىشود يا آثارى آنجا هست يا اتفاقى مىافتد، نوشته خواهد شد و الاّ خاك فرنگستان به اندازهاى شهر و آبادى است كه فاصله شهرها با هم اغلب يك ميدان اسب بيشتر نيست، خاصه خاك آلمان، آن وقت بايد تمام كتاب را پر از اسامى شهرهاى فرنگ نمود.»
نخستين ورود آنها به شهر برلن است. كه «قلعهجات و استحكامات و اسلحه زياد، آلمانها اينجا دارند.» پس از آن، به باغ وحش رفته از ديدن كرگدن ياد كرده كه تاكنون نديده بوده است. از آنجا راهى بلژيك و سپس وارد فرانسه مىشوند. در آنجا مسيلو لوبه رييس جمهور فرانسه از آنان استقبال مىكند. شاه از سيرك و تئاتر ديدن كرده و ميرزا نصرالله گزارش آنها را گاه با تفصيل و گاه به اختصار نوشته است.