125گم شده، به همديگر حواله و مىشكنند. خاصه يك نفر آشپز تبريزى با يك نفر آبدار رشتى كه هر دقيقه از اذيت و آزار مردم غافل نيستند. هيچ نباشد، با عربها مىجنگند.» وى در اين باره اطمينان داده و از كسانى كه ترديد دارند درخواست مىكند كه «هر كس مىخواهد بداند چه نوشتهام، اين صفحه كتاب مرا تنسيخ كرده، همراه بردارد و در صحراى مكه معلوم مىشود به رأى العين مىبيند، چه نوشتهام.»
منزل بئر عباس هم با تداركى كه عثمان پاشا حاكم عثمانى مدينه و نويسنده ما به عنوان بزرگ حجاج ايرانى مىبينند، با امنيت طى مىشود. با گذشت از منطقه الفراش و پس از چهارده ساعت حركت، وارد مدينۀ منوره مىشوند.
در اينجا، به اجمال شرحى از اماكن زيادى و دعاهاى وارد شده بيان مىكند، هرچند صرفا جمله اول دعاها را آورده است. از جايى از كتاب به دست مىآيد كه در اين باره از كتاب زاد المعاد مرحوم مجلسى استفاده كرده است. وى پس از زيارت حرم رسول الله، عازم بقيع شده و قبور امامان و ديگران را معرفى كرده است. سپس دوباره به وصف مسجد برگشته و از ستونها و ديگر اماكن متبركه آن ياد كرده است. اشارتى هم به نام امامان در بالاى شمارى از ستونهاى مشرف به صحن دارد. نويسنده با اشاره به مرقد امام رضا و امامان، از كار كمى كه براى مرقد پيامبر شده، گلايه دارد.
شب نوزدهم ماه ذى قعده، شب نوروز ايرانى است و او لحظات تحويل سال را در حرم مطهر رسول الله مى ماند. روزى هم به زيارت احد مىرود.
ايرانىها، با ديدن شيعيان نخاوله، ذوق زده شدند و كمتر سفرنامهاى است كه در وقت نوشتن اوضاع مدينه، از اين جماعت ياد نكند. نويسنده ما اشارهاى به اين جماعت دارد.
بيشتر سفرنامهنويسان ايرانى، اشاره به رفتار زشت خواجگان حرم و شمارى از ساكنان مدينه با شيعيان عجم دارند. نويسندۀ ما كه در دادن پول مشكلى نداشته، آنها را جذب كرده و در اينجا هم نوشته است كه آن شهرت جهتى ندارد؛ «اينجا قونسول ايران ندارد و در ايران به غلط مشهور است كه در مدينه نسبت به ايرانى، به واسطه شيعه بودن سخت مىگيرند. ديدم خيلى محبت مىكردند. جزئى پول به خدام بدهند همه قِسم اسباب راحتى فراهم است؛ چنان كه من خودم هر وقت مشرّف مىشدم، آقايان و خدّام حرم دور مرا مىگرفتند و هر قدر كه نماز مىخواندم و زيارت مىكردم، نمىگذاشتند از اطراف