83نيست.
طبيعتاً هنگام ارائه آموزش به روحانيون، بايد تفاوت «سادهسازى» و «سادهانگارى» به خوبى تبيين شود؛ مثلاً يكى از راههاى سادهسازى، همراهكردن آموزش مناسك با تمرينهاى عملى و عينىسازى احكام است. نكتۀ ديگر اينكه هميشه حاصل اضطراب، رفتارهاى اجتنابى نيست؛ بلكه گاهى اضطراب موجب رفتارهاى تكرارى مىشود كه به آن وسواس مىگوييم. اين اشخاص براى كاهش اضطرابشان، آن عمل را چندين بار تكرار مىكنند تا به اصطلاح، دلشان راضى شود.
بديهى است تكرار يك عمل دينى، موجب خستگى، زدگى و كاهش عمق معنوى آن عمل مىگردد؛ مثلاً وقتى فرد هنگام طواف اضطراب شمارش دارد، تمام حواسش به شمارش است كه آيا در شوط ششم قرار دارد يا هفتم و در نتيجه فرصت تمركز بر حال معنوى طواف و رابطه با صاحبخانه كمتر حاصل مىشود.
از ديگر ظرفيتهاى مهم حج، توليد دانش است و توليد دانش زمانى ممكن است كه در آن پژوهش انجام شود. همه ساله حج برگزار مىشود و يك جامعۀ آمارى بىبديل شكل مىگيرد و اين ظرفيت در سال يك بار بيشتر تكرار نمىشود. اين فضا بهترين فرصت براى محقق است؛ براى اينكه بتواند سطحهاى مختلف را بررسى كند؛ مثلاً در عالم مسيحيت در زمينۀ اعمال مختلف عبادى و رابطۀ آنها با حالات روانشناختى پژوهشهاى فراوان داريم. اينكه عمل مثلاً روز يكشنبه چه مقدار موجب آرامش مىشود و مثلاً فلان دعا يا مناجات چه مقدار آرامشبخش است. اما در اينكه حج چه مقدار موجب آرامش مىشود، هيچ تحقيقى نداريم و دستمان از آمار و ارقام خالى است. هر ساله نظرسنجى مىشود اما تكرارى است و اينكه مثلاً قبل از ايام تشريق چه تحولات شناختى يا فكرى در زائر شكل مىگيرد و اينكه تفاوت حالات روانشناختى زوار قبل از ايام تشريق و بعد از آن چيست كار دشوارى نيست اما زمينه آن در اين سالهاى متمادى هنوز