82ى
عنى افراد به خاطر رفع اين دغدغهها، به كار و فعاليت تمايل پيدا مىكنند. مىتوان اين نوع نگرانى را اضطراب مثبت ناميد، اما وقتى اضطراب از حد معين بيشتر شود، موجب دستپاچگى و وقفه در عملكرد صحيح شخص مىگردد، به عبارت ديگر، صفت اضطراب مانند پيوستارى است كه وقتى درجۀ آن از حدّ مشخص بالاتر رود از حالت سالم و برانگيزنده به حالت ناسالم و بازدارنده تبديل مىشود. نشانۀ حد مرضى، رفتارهاى اجتنابى است؛ يعنى فرد به بهانههاى مختلف از روبهرو شدن با موضوع خوددارى مىكند؛ مثلاً دانشآموزى كه دچار اضطراب امتحان شده، جدى درس نمىخواند و خودش را با امور مختلف سرگرم مىكند يا زائر، مضطرب و گرفتار وسواس مىشود يا به جاى يادگيرى مناسك، خودش را با كارهاى ديگر مانند خريد و گفت وگو با هماتاقىها مشغول مىكند. اين افراد، بيشتر از روش به تعويق انداختن استفاده كرده و پيوسته انجام كارها را به بعد موكول مىكنند.
پرسش: همه مىدانيم كه وجود مقدارى اضطراب براى زائران ضرورى است. چون اگر زائران نگران درستى اعمالشان نباشند، ديگر انگيزهاى براى حضور در جلسات آموزشى ندارند. بنابراين، نبايد اضطراب از حد معين كمتر شود؛ زيرا با بحران مواجه مىشويم و مشكلاتى در زمينۀ آموزش و يادگيرى بروز خواهد كرد.
مسأله ديگر، بحث سادهسازى اعمال است. بايستى حد و مرز اين سادهسازى مشخص شود و سادهسازى مناسك حج باعث نشود اهميت اعمال و دقت حجاج پايين بيايد.
پاسخ: در مورد سادهسازى، تأكيد مىكنم كه منظور «سادهسازى» است نه «سادهانگارى» . گاهى كارىرا ساده مىكنيم ولى اهميت آنرا از بين نمىبريم؛ مثلاً آنرا طورى بيان مىكنيمكه شخص احساسكند به راحتى مىتواند آن را انجام دهد؛ بنابراين، بالا بردن اعتماد بهنفس و ايجاد اطمينان به توانايى و تلقين اين موضوع كه: «تو به راحتى مىتوانى از پسِ مناسك حج برآيى و خداوند تكليف مَا لاَ يطَاق نكرده و اعمال، مناسب حال عموم انسانهاست» ، به معناى سادهانگارى