162بر جنازۀ مؤمنان نماز گزارد. صيغۀ عقد خواند. در مناسبتها شركت كرد. به حل اختلافات مردم پرداخت و امورشان را اصلاح كرد. دعوت مردم حتى فقرا را مى پذيرد. صندوق خيريهاى هم تشكيل دادند كه 500 خانوار را تحت پوشش مىگيرد و درسال، غير از مستمرى، لباسِ عيد و هدايايى به آنها مىدهد. تأمين مسكن ارزان براى شيعيان و رفع نيازهاى آنها از ديگر خدمات اجتماعى اوست. در واقع شيخ عمرى همۀ شيعيان را به چشم يك خانوادۀ بزرگ مىنگرد و به كار آنها رسيدگى مىكند.
فعاليتهاى ايشان در مدينه متمركز است، اما با ساير مراكز هم رابطه دارد و در استنباط احكام يا رؤيت هلال همكارى مىكند، از بزرگترين علماى كشور از نظر علمى و سِنّى هستند. بحمد الله ايشان آگاهىهاى خوبى از شهر مدينه و تاريخ آن دارند. بقاياى تاريخى و گذشتۀ مدينه را مىدانند. مكانهاى قديمى را ديدهاند و از آرامگاه حضرت زهرا (سلام الله عليها) و حضرت محسن (ع) در خانۀ ايشان اطلاعاتى دقيق دارند و بيت الاحزان را (در جنوب شرقى بقيع) كه در ده سالگى همراه مادرشان به آن وارد شدند، كاملاً به ياد دارند.
* بسيارى از زائران ايرانى هنگام تشرف به مدينۀ منوره، علاقهمند هستند، تنها مسجد و حسينيۀ شيعيان را از نزديك ببينند، در بارۀ اين باغ و حسينيه توضيحى بفرماييد.
پدرم زمانى كه در نجف زندگى مىكرد، با تنگناها و دشوارىهاى بسيار مالى روبهرو بود، اما پس از مدتى خدا در زندگىاش گشايشى ايجاد كرد؛ به طورى كه او توانست از راه خريد و فروش سنگهاى زينتى (انگشتر) و چادر و روسرى توسط قافلههاى حج، اندك سرمايهاى جمع كند و در مدينه مزرعهاى بخرد.
در اين مزرعه چاهى وجود دارد كه معروف است آن را رسول الله (ص) به يك پير زنى هديه كردند و دعا فرمودند كه خدا خيركثير در آن قرار دهد! اين چاه، آبى پرخير و بركت دارد. شيخ العمرى پس از خريد اين مزرعه، دوباره به نجف بازگشت و به مطالعه و تدريس و تحصيل ادامه داد.
بعدها اين مزرعه توسعه يافت، تا اندازهاى كه اكنون به 5/6 هكتار رسيده است. من خودم همراه ايشان در اين مزرعه كار مىكردم. پدرم تمام كارهاى مزرعه (تميز كردن جوىها، جابجايى سنگها، ديواركشى و رسيدگى به نخلها و. . .) را خودش انجام مىداد.