87كردند. براى نخستين بار، حج براى بخش وسيعى از جمعيت مسلمانان، كه از سرزمين هاى دور دست به يك مركز مشترك جلب مى شدند، قابل دسترسى شد. حركت تشديديافته زائران آنچه را كه محققى «نسخه جهانى اسلام» خوانده است، ترويج كرد؛ نسخه ا ى كه متون مقدسش زبانى مشترك و مكانهاى مقدس آن در عربستان هستۀ جغرافيايى ا ش را شكل داده بودند. 1
جهان اسلام درست در همان زمانى كه استقلال سياسى خود را از امپراتورى هاى غربى از دست مى داد، ارتباطات مذهبى را در ميان جوامع مسلمانى كه از يكديگر دور افتاده بودند تقويت مى كرد. موفقيت بانيان امپراتورى اروپا در كاستن بينظمى ها و افتتاح خطوط ريلى و كشتى هاى بخار در داخل و اطراف قلمروى خود تا حد زيادى سفر حج را آسان كرد. اين شرايط جديد براى مسلمانان روسيه و نيز براى مسلمانانى كه در ديگر امپراتورى هاى غربى سكونت داشتند، تأثيرگذار بودند. اين روند مقامات تزارى را وادار كرد كه برخلاف ميل قلبى خود، مشاركتشان را در امور مسلمانان توسعه دهند. اين مشاركت بسيار فراتر از اطاعت اجبار گونه ا ى بود كه آنان دراساس نسبت به فرمان تساهل مذهبى نشان داده بودند.
اين مسأله به صورت نقطۀ كورى در مطالعات مربوط به حكومت استعمارى روسيه باقى مانده است. مورخان شوروى تداوم يافتن اجراى اعمال مذهبى مسلمانان را به نخبگان واپسگرا نسبت داده ا ند و مبحث جدى ميراث عصر كاترين را در تساهل نسبت به اعمال عبادى مسلمانان در زمان سلطۀ امپراتورى ناديده گرفته ا ند. محققان غربى نيز به دلايل خاص خود، مستقيماً به تاريخ سياسى و اجتماعى توده هاى تحت امر امپراتورى توجه كرده ا ند و اگر هم در تحقيقات خويش به اسلام اشارهاى داشته ا ند، از حيث رديابى بروز جنبش هاى اصلاحگرايانه بوده است. 2
اين مطالعات اگرچه به نوبۀ خود ارزشمند و قابل توجه ا ند، ليكن موفق به ارزيابى روسيه، به عنوان يك امپراتورى استعمارگرِ چند مذهبى نشده ا ند. خود زائران كه وجود آنها بر شور و حرارت اعمال دينى در ميان توده هاى مسلمان دلالت مى كند، در اين تحقيقات مورد غفلت واقع شده ا ند. تاريخ آنها به اندازۀ تنوع نواحى تمركز مسلمانان روسيه؛ ازجمله كريمه، قفقاز، حوزۀ ميانى ولگا و تركستان، متفاوت و متنوع است. داستان زيارت، خود فراتر از چهارچوب موادى است كه يافته هاى من بر آن مبتنى هستند. زائران حضور سايه وار و اندكى در صفحات پيش رو خواهند داشت و اين حضور فقط گوياى اين مطلب است كه آنان در برابر ديدگان مقامات تزارى ظاهر شده ا ند.
مقالۀ من به تحليل آن دسته از اسناد رسمى مى پردازد كه بيشترِ آنها توسط ادارات مركزى حكومت تزارى كه مسئول در امور مربوط مسلمانان بوده ا ند؛ به ويژه دپارتمان امور دينى مذاهب خارجى در وزارت امور داخله، توليد شده ا ند. علاوه براين، از اسناد فراوانى كه در ارتباط با موضوع زائران