157ب) قاعده الواحد: علّت واحد بسيط من جميع الجهات، معلول آن نيز واحد است و به عكس. اين مسأله از مسائل اختلافى ميان متكلّمان است، بهويژه وقتى دربارۀ خدا سخن گفته ميشود.
بسيارى از متكلّمان اهل حديث و سلفيه، اين را برنميتابند و آن را سبب موجَب دانستن خداى تعالى ميدانند و ميگويند مؤثر اگر فاعل مختار باشد، جايز است با وجود واحد و بسيط بودنش معلولهاى متكثّر داشته باشد. 1امّا خواجه مينويسد: «و مع وحدته يتّحد المعلول، ثمّ تعرض الكثرة باعتبار كثرة الإضافات» ؛ «با وجود وحدت علّت، معلول نيز واحد است. پس جايز است كه علّتى به اعتبار كثرت جهات اضافى، معلولهاى كثير داشته باشد.» بر اين مبنا از واجبالوجود بسيط من جميع الجهات، چيز واحدى صادر ميشود و آن را برخى، نفس رحماني 2و برخى حقيقت محمّديه 3و برخى وجود منبسط 4و برخى عقل اوّل 5ناميدهاند و اين وجود واحد كه در عين وحدتش ميتواند جهات كثير داشته باشد، زمينهساز كثرت در عالم ميشود؛ و از اين قاعده در ربط حادث به قديم استفاده ميشود، كه در محل خودش قابل بررسى است.
آيتالله سبحانى از متكلّمان معاصر نيز قاعدۀ «الواحد لايصدر عنه إلاّ الواحد» را قاعدۀ عقلى برهانى و از قواعد مسلّم در نزد فيلسوفان دانسته و مينويسد:
«مراد از واحد در اينجا واحد بسيط محضى است كه هيچگونه بوى دوگانگى و تركيب از آن به مشام نميرسد.» 6
اما مثالهايى مانند صدور نور و حرارت از خورشيد يا صدور حرارت از خورشيد و آتش، خارج از محلّ بحث است.
عكس اين قاعده نيز صادق است؛ يعنى معلول واحد بسيط شخصى علت آن نيز واحد است. علاّمۀ حلّى در شرح اين كلام خواجه مينويسد: «در اثر واحد دو مؤثر مستقل در تأثير جمع نميشود.» 7
اما در واحد نوعى، اگر علت واحد باشد، معلول واحد است؛ اما اگر معلول وحدت نوعى داشته باشد، لازم نيست علّت آن واحد نوعى باشد؛ مثلاً حرارت يك واحد نوعى است كه علت آن ميتواند خورشيد يا آتش يا جنبش ملكولها و حركت باشد. 8
ج) امتناع تسلسل علل: از ديگر احكام علّيت، امتناع تسلسل معى علل تامه يك شىء تا بينهايت است؛ يعنى چون معلول همواره به علّتش وجوب وجود پيدا ميكند، اگر معلول «الف» علّتش را «ب» فرض كنيم، «ب» يا معلول علت ثالثى است يا معلول علتى نيست، بلكه در ذاتش وجوب دارد. اگر در ذاتش واجب باشد پس سلسله پايان يافته است و اگر در ذاتش واجب نباشد پس در وجودش وجوب غيرى دارد اين سلسله ناچاراً بايد به علتى كه فقط علت باشد و معلول نباشد پايان پذيرد و الّا هيچ معلولى وجود خارجى نخواهد يافت، چون همۀ افراد مجموعه، از يك سو معلول ا ند و از سوى