151قابلى وجودات هستند اما در حقيقت بعد از ايجاد و آفرينش موجودات است كه ذهن مفاهيم وجود و ماهيت را از آنها انتزاع ميكند، آنگاه ماهيت را كه منشأ اختلاف و تكثر است موضوع و وجود را كه منشأ وحدت است محمول قرار ميدهد.
گفتنى است تكثر ديگرى براى وجود بر حسب مراتب تشكيكى وجود مفروض است كه بدان اشاره خواهيم كرد.
2-8. تشكيك وجود: خواجه مينويسد: «و يقال بالتّشكيك على عوارضها» وجود به نحو تشكيكى بر عوارض ماهيات حمل ميشود. توضيح اينكه: تشكيك وجود بر مبناى متكلمان و حكيمان قبل از ملاصدرا بيشتر تشكيك مفهومى بود اما حكيمان و متكلمان بعد از ملاصدرا كه متأثر از آرا و انديشههاى وى بوده ا ند، تشكيك را از آنِ حقيقت وجود دانسته و دو نوع تكثر در عالم ترسيم كردند؛ يكى تكثر عرضى كه بيشتر مورد توجه متكلمان و حكيمان پيش از صدرا بوده است. و ديگرى تكثر طولى وجودكه براساس مراتب تشكيكى وجود از وجود مطلق لايتناهى واجب الوجود آغاز ميشود و به مراتب مجردات عقلى و مثالى ميرسد و در وجود عادى و عالم طبيعت كه پايينترين مرتبۀ وجود است پايان ميپذيرد. 1بر اين اساس، قوس نزولى وجود ترسيم ميشود اما قوس صعودى آن از عالم ماده و طبيعت آغاز ميشود و به عالم تجرد محض - كه آخرين مرتبۀ عالم امكان است - پايان ميپذيرد اما در مكتب كلامى خواجه نصير كه بيشتر متأثر از مكتب فكرى ابن سينا است، تشكيك در احكام وجود با موجودات جارى است؛ چنان كه ابن سينا در شفا در مناسبت بين علل فاعلى و معلولشان مينويسد:
«الوجود بما هو وجود لا يختلف فى الشدة و الضعف و لا يقبل الاقل و الانقص و انما يختلف فى ثلاثة احكام و هى التقدم و التأخر و الاستغناء و الحاجة و الوجوب و الامكان. . . فان اعتبرت التقدم و التأخر كان الوجود كما علمت للعلة أوّلاً و للمعلول ثانياً» .
2
«وجود از آن جهت كه وجود است (مفهوم وجود عام بديهى التصور) در شدت و ضعف متفاوت و گوناگون نميشود و كمترى و زيادترى نميپذيرد بلكه در سه حكم؛ يعنى تقدم و تأخر يا بينيازى و نيازمندى، و وجوب و امكان گوناگون ميشود. پس اگر وجود را به اعتبار تقدم و تأخر ملاحظه كنى، مييابى كه وجود اولاً براى علت است و ثانياً براى معلول؛ يعنى وجود علت، مقدم بر وجودِ معلول است (البته به تقدم ذاتى نه زمانى) .»
ملاصدرا ذيل اين عبارت ابن سينا مينويسد:
«از نگاه شيخ، وجود از آن جهت كه موجود است؛ يعنى مطلق وجود عام بديهى