92
دشوارى هاى باديه
ساده ترين و عمومى ترين وجه نمادين براى باديه، سختى اين راه و طولانى بودن آن با فرض نبودن امكانات به ويژه آب است. وقتى كسى اين راه سخت را براى رسيدن به حج - كه يكى از عاليترين مفاهيم دينى و عرفانى در اسلام است - طى مى كند، خود به خود زمينه براى ساختن يك سوژۀ مهم «تحمل سختى براى رسيدن به هدف» فراهم مى شود؛ هدفى كه ارزش تحمل هر نوع سختى را دارد. اگر كسى اين مشقت را تحمل كند اما حج درستى نگزارد، سزاوار سرزنش است كه رنج بيهوده اى را بر جان خريده است.
چنان كه ناصرخسرو در همان قصيدۀ «حاجيان آمدند با تعظيم» اين چنين سروده است:
گفتم اى دوست پس نكردى حج
نشدى در مقام محو مقيم
رفته و مكه ديده آمده باز
محنت باديه خريده بسيم 1
شايد يكى از بهترين تشبيهات براى باديه اين شعر سلمان ساوجى باشد:
سالكان طرق عشق تو هم كرده فدا
جان در آن باديه بى ديه خون آشام 2
اگر بدانيم كه تمامى طول اين باديه را بسيارى از فقيران و درويشان پياده مىرفتند يا زاهدانى بودند كه ترجيح مى دادند پياده بروند تا ثواب بيشترى نصيبشان شود، آن وقت رنجى را كه متحمل مى شدند و يكى از هزار پاهاى زخم خورده و خونين بود، عمق نگاهى را كه در پشت تعبير باديه بود در مى يافتيم. سلمان ساوجى گويد:
طريق باديه را از شتر سوار مپرس
بيا ببين كه به پاى پيادگان چند است 3
به هر حال اين كه كسى بتواند باديه را پشت سر بگذارد و به كعبه برسد، بايد خيلى خوش اقبال و خوش بخت باشد، لذاست كه سلمان ساوجى گويد:
بختم از باديه در كعبه عليا آورد
بازم اقبال بدين حضرت اعلا آورد 4
باديه در اينجا يك واقعيت از يك طرف و يك نماد از طرف ديگر است. واقعيت آن، همان بيابان برهوت بادية الشام و حائل و نجد است و نماد چيزى است كه عرفا از آن به تناسب واقعيت باديه كه بيابان، بى آبى، راهزنى، كاروان، و غيره است، از آن ساخته و پرداخته اند.
باديه جاى خطرناكى است؛ چون تشنگى و اعرابِ راهزن و غولان بيابانى و خارهاى آن، تو را تهديد مى كنند. بنابراين بايد هوشيار باشى:
باديه پر غول و تو در خواب غفلت مانده اى
با چنين خفتن عجب باشد اگر يابى امان
كعبۀ مقصود دور است و تو غافل خفته اى
خيز و محمل بند چون در جنبش آمد كاروان 5
همين خار مغيلان، گاه گُلى هم مى داد كه زيبايى خاص خود را داشت. آنجا كه سلمان ساوجى در ياد