90در ادامۀ بحث، نمونه هايى از اين كاربرد ها را با توجه به مضمون عرفانى يا ادبى - كه براى باديه در نظر گرفته شده - مرور خواهيم كرد.
اما همان طور كه اشاره شد، جدا از حكايت، نوعى متن هاى تفسيرى - عرفانى هم براى حج وجود دارد كه گرچه در اينجا كليت آن به كار ما نمى آيد و نيازى به دنبال كردن آنها نيست اما نمونه ا ى را كه در آن به تفسير باديه توجه داده شده، ارائه مى كنيم:
در كتاب «شمائل الأتقياء» 1يك اثر عرفانى مقتبس از متون كهن، بخشى به حج اختصاص يافته و در اين باره آمده است:
«معنى قبله، توجه كردن است به چيزى. هركه روى به چيزى آورد، قبلۀ او آن بود ظاهراً و باطناً. چنانكه قبلۀ انبيا و اممِ ايشان بيت المقدس بود، قبلۀ حضرت رسالت و امتانش كعبه شد. . . قبله چهار است: اول، قبلۀ جوارح است كه بر جميع مؤمنان و مسلمانان فرض شده است تا بدان سمت نماز بگزارند. دوم، قبلۀ دل است كه اصحاب طريقت را توجه بدان است و مشغولى ايشان در آن. سيّم، قبلۀ پير است كه توجه مريدان به شيخ باشد. چهارم، قبلۀ الله است و آن ماحى جملۀ قبله هاست. . . . معناى حج قصد كردن است. هركه قصد چيزى كند و قدم ظاهر و باطن در آن راه زند، حج او همان باشد و حاجيان به انجاح مآرب و مقاصد دينى و دنياوىِ خود، طواف كعبه كنند تا اسم آثم از جريدۀ اعمال، آمال ايشان محو شود؛ فامّا مقصد مشتاقان و محبان و عاشقان و عارفان به قرب ربّ الكعبه بود و احرام بستن آنان به هفت طور دل تا محرم اسرار الوهيت گردند. . .»
احرام عاشقان به از احرام حاجيان است
كاين ره به سوى كعبه بود آن به سوى دوست. . .
كعبۀ عام است وكعبۀ خاص؛ كعبۀ عام ظاهر است و درش گشاده ومحل زيارت خلق است وكعبۀ خاص باطن است و در او بسته تا از اغيار محفوظ ماند وطوارق قهر در وى هيچ نرسد وآن محل زيارت نور احديت است. . . باديه در راه كعبه براى آن نهاده اند كه در رفتن وآمدن سوخته گردند. پس ساخته شوند و اگر همه جا سوخته شوند، كعبه به زيارتشان آمده ساخته شود، وگرد سر آنان طواف كند. استقبال نمودن كعبه رابعه را 2و طواف كردن او گرد سر خواجه معين الدين چشتى مشهور است بيت:
حاجت ز كعبه خواست جهانى و بر درش
آيد ز بهر حاجت خود كعبه دم بدم. . . .
عجب آيد از ايشان كه به وادى قطع كنند و در كوه و كوهسار قدم زنند تا به خانۀ دوست كه از سنگ و گِل برآوردند، رسند. سبب آنكه آثار اوليا و انبيا در آن است، [اما] قطع باديه نفس و هوا. . . نكنند تا به كعبۀ دل و سر و روح وصول يابند كه در آن آثار و انواع ذات حق تعالى [است] و قبله و كعبه مقام خدمت است و دل و روح محل محبت و معرفت. . . حج رفتن كار كسانى است كه ايشان را از نعمت