72تعداد فرزندانش (هشت پسر و دخترى به نام صفره) خود را فرزند كسى معرفى كرد كه كشتىها را به ستم ميگرفت. در پى آن پيامبر (ص) او را ابوصُفرهخواند. 1وى راوى حديث رسول خدا (ص) بود. 2
از ميان صحابه نگاران ابنعبدالبرّ و ابن اثير او را صحابى دانسته و با اشاره به ارسال زكات از سوى وى نزد پيامبر (ص) ، ديدار او با آن حضرت را انكار كرده ا ند 3از گزارش واقدى نيز بر مى آيد كه ابوصفره پيامبر (ص) را نديده است. 4
34. ازداذ فارسى
در برخى منابع نام وى يزداذبن فَسَاءَۀ فارسى يمانى، يزداذبن عيسى، أزدادبن قساۀ و نيز ازدادبن فسوه آمده و او مولاى بَحيربن رَيْسان دانسته شده است. صحابى بودن وى مورد اتفاق نيست. كسانى كه ازداد را صحابى دانسته ا ند، مستندشان روايتى از فرزندش عيسى از رسول الله (ص) در موردچگونه استبرا كردن يا استنجا است. اين روايت از نظر برخى مرسل دانسته شده؛ از اينرو، ازداذ تابعى معرفى شده است. 5
35. احمر مولى ام سلمه
ابو عبد الرحمان، احمر ملقب به سفينه، از موالى پيامبر خدا (ص) يا اُمّسلمه همسر آن حضرت بود. براى احمر حدود 20 نام در منابع آمده است. مهران، طهمان، ذكوان، كيسان و سليمان از آن جمله اند. 6مطابق نقلى، امّسلمه به هنگام آزادى احمر شرط كرد كه وى در خدمت پيامبر (ص) باشد. 7كنيۀ وى را ابوالبخترى هم ثبت كرده ا ند. طبق قولى، او از «ابناء فارس» ؛ فرزندان فارس و نامش سقيةبن مارفنّه (مارقه) بود 8كه شايد سفينه، تصحيف همين نام باشد.
دربارۀ ملقب شدن احمر به سفينه وجوهى آورده شده است؛ به نقل از خود احمر پيامبر (ص) مرا ازاينرو سفينه ناميد كه در يكى از سفرها من سلاح افراد درمانده را حمل مى كردم. آن حضرت با مشاهدۀ كار من فرمود: «انت سفينة» و ازآن پس اين نام بر روى من باقى ماند. 9
مطابق قول ديگرى، قدرت بالاى بدنى او و حمل بارهاى سنگين وزن كه خارج از توان ديگر افراد بود كه معادل آن را شايد به اغراق از يك تا هفت بار شتر ذكركرده ا ند، سبب شهرتش به سفينه شد. وجه تسميۀ ديگر آن است كه گفته شده او در غزوات پيامبر (ص) در عبور از نهرها، افراد را به آن سوى آب منتقل مى كرد؛ لذا پيامبرخدا (ص) فرمود: تو سفينه ا ى. همچنين حضرت براى او دعا كرد تا فرزندانش از شرّ شيطان محفوظ بمانند.