68
19. خر خسُرو (خرخسره يا خسره خرخسرو) . 1
خسرو پرويز نامه اى به «باذان» كه دست نشاندۀ وى در يمن و حكمران آن ديار بود فرستاد و به او فرمان داد كه به مخالفت با پيامبر برخيزد. به دنبال اين حكم خسرو پرويز باذان دو نفر ايرانى ساكن يمن، به نامه هاى بابويه و خرخسرو را مأموريت داد كه به مدينه رفته، پيامبر (ص) را دستگير و نزد خسرو پرويز بياورند. آن دو در اين مأموريت، موفق به ملاقات با پيامبر (ص) شدند و آن حضرت ضمن پيشگويى و دادن خبر قتل خسرو پرويز، باذان بن ساسان حاكم يمن را به اسلام دعوت كرد و در صورت پذيرش آن، ادامۀ حكومت بر يمن را به وى وعده داد.
مطابق گزارشى، پيامبر (ص) به خرخسرو كمربندى از طلا و نقره هديه كرد؛ ازاينرو حميريان (قوم حمير از اقوام مشهور يمن و صاحب دولتى به همين نام) او را صاحب مِعجزه مى خواندند؛ زيرا كمربند در زبان حميريان به همين نام بود. 2بابويه و خرخسرو پس از بازگشت به يمن و در پى مسلمان شدن باذان (باذام) ، آن دو نيز همانند ديگر ايرانيان مقيم يمن اسلام آوردند. گويند باذان مسلمان شدن خود را به رسول الله (ص) خبر داد و اين به سال دهم هجرت بود. 3
20. خسرو يمامى
برخى منابع صحابه نگارى، از وى با تعبير «فارسى الأصل» ياد كرده و نامش را يزيد بن مهيار دانسته اند كه اصالت ايرانى داشت و از ابناء يمن بود. او طى هيئتى در حالى كه لباس سفيد و حرير بر تن داشتند، نزد پيامبر (ص) آمدند و مسلمان شدند. پيامبر (ص) او را به خاطر لباس سفيدش زاهر ناميد. 4
21. وبر بن يَحنّس
بنا به نوشتۀ ابن سعد، او از ايرانيان مقيم يمن بوده كه به حضور پيامبر (ص) آمد و اسلام آورد و به يمن پيش ابناء - ايرانيان - برگشت. وى در مسلمان شدن دختران نعمان بن بُزُرج - بزرگ - نيز نقش داشت؛ زيرا او پس از بازگشت از مدينه نزد آنان رفت و به مسلمان شدنشان ترغيب كرد. همچنين وبربن يحنس به فيروز بن ديلمى و نيز به مرگبوذ پيام فرستاد و از آنان خواست مسلمان شوند كه هر دو مسلمان شدند. پسر مرگبوذ به نام «عطا» نخستين كسى است كه در شهر صنعا قرآن را جمع كرد. 5
طبق نقلى وبر بن يحنس به دستور پيامبرخدا (ص) مأموريت يافت تا در يمن نزد فيروز ديلمى و داذويه برود و آنها را براى كشتن اسود عنسى كذاب (از پيغمبران دروغين) ترغيب كند. 6