66پاى منبر رسول الله (ص) حاضر بود، هنگامى كه خطبۀ بليغ و سودمند آن حضرت را شنيد، خواهش كرد آن را براى وى بنويسند. به دستور پيامبر (ص) خطبه را نوشتند و به ابوشاه دادند. 1در برخى منابع صحابهشناسى وى را يمنى معرفيكردهاند كه پس از فتح مكه چون پيامبر (ص) خطابهاى ايراد كرد و از حرمت مكه سخن راند، ابو شاه از آن حضرت خواست كه سخنان او را برايش بنويسند. بنظر مىرسد ابو شاه از ابناء يمن (زادگان ايرانى در يمن) بوده است؛ چنانكه ابن حجر طبق يك قول وى را از ايرانيانى دانسته كه وارد يمن شدند 2و همچون ديگر يمنيان طى هيئت هايى به حضور حضرت رسول رسيده و مسلمان شدند.
15. ابو حمراء مولى رسول الله
برخى صحابه پژوهان و ديگر منابع، ابوحمرا را از اهل فارس 3و از موالى و خادمان رسول الله (ص) دانسته اند. 4نام اين صحابى، هلال بن حارث بن ظفر و منسوب به تيرۀ بنى سهم قريش و يا قبيلۀ اسلمى و يا سُلمى است. هرچند نامه ا ى ديگرى نيز براى او و پدرش گفته ا ند. ابوحمرا بعدها و گويا در پى فتوحات در حُمص از شهرهاى شام ساكن شد. 5
از ابوحمرا احاديثى در فضيلت اميرمؤمنان و ديگر اهل بيت: نقل شده است. 6وى گويد: در مدت چند ماهى كه همراه پيامبرخدا (ص) و يا در مدينه بودم مى ديدم كه آن حضرت هر روز صبح به هنگام نماز، به در خانۀ على و زهرا عليهما السلام مى آمد و مى فرمود: «السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْت، إِنَّما يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» . 7
16. سيبخت
ضبط هاى ديگر اين واژه به صورت اسيبخت، اسيخب و اسيحب آمده كه مى تواند تصحيف باشد. بنا به نقل مرحوم شيخ صدوق به اسنادش از امام حسين و آن حضرت از پدر بزرگوارش اميرمؤمنان عليهما السلام نقل كرده است كه در خطبهاى فرمود:
«با پيامبرخدا (ص) بودم كه سيبخت (اسيبخت) نزد آن حضرت آمد و از ملوك فارس بود و از آن حضرت درباره دعوتش پرسيد.»
يكى از محققان پرسش هاى اسيبخت از پيامبر (ص) را نشانۀ علم، كمال و فهم وى دانسته و افزوده است: اصل اين كلمه فارسى و به معناى سه بخت است. 8ابن سعد نامۀ پيامبر (ص) به سيبخت را گزارش كرده كه در آن از پذيرفته شدن شفاعت قوم اسيبخت از سوى پيامبر حكايت دارد.