144راغب اصفهانى در معناى عبرت مىنويسد:
معرفت امور مشاهده شده است براى دستيابى به آن چيزى كه قابل مشاهده نيست؛ 1يعنى از مشاهدۀ پديدهها به باطن (علل حوادث) پى بردن.
در جاى ديگر قرآن كريم صاحبان بصيرت را به عبرتپذيرى از حوادث پيشآمدهاى گذشته و حال دعوت مىكند و مىفرمايد: (فَاعْتَبِرُوا يا أُولِى الأَبْصار) ؛ 2«اى اهل بصيرت و دانايى، تدبّر كنيد در افعال گذشتگان و پند بگيريد.»
ابن منظور ذيل اين آيه مىنويسد: «أى تدبّروا وانظروا. . .» ؛ «تدبر و انديشه كنيد و. . .» 3
از آنچه كه بر پيشينيان گذشت تا مايۀ هدايت شما به صراط مستقيم الهى باشد.
امير مؤمنان على عليه السلام در درسآموزى از تاريخ در وصيتشان به امام حسن مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
«فرزندم! اگرچه من عمر دراز نكردم و با پيشينيان نزيستم، ولى در كارهاى آنان نگريستم و در اخبارشان انديشه كردم و چنان در آثارشان سير كرده ام كه گويى يكى از آنان شده ا م، حتى گويى كه با اولين تا آخرينشان زيسته ا م! در نتيجه [اين تدبّر در تاريخ] پاكى و خوبى كردار آنان را از تيرگى و زشتى و سود آن از زيانشان را شناختم اكنون از هر امرى [كه از گذشتگان] يافتم، گزيدهاى از آن را ويژه تو ساختهام و زيباترينش را براى تو برگزيدم» . 4
استاد مطهرى دربارۀ منبع بودن تاريخ براى كسب معرفت مىنويسد: «از بررسى آثار تمدنهاى گذشته خيلى چيزها را مىشود فهميد.» 5
يعنى انسان با بررسى آثار برجاى مانده از گذشته، از تأمل در عوامل سقوط يا پيشرفت ملتهاى گذشته، چراغى براى آيندۀ خويش برمىافروزد؛ چنانكه استاد شهيد در جاى ديگر مىنويسد:
«تاريخ بشر و تحولات آن بر طبق يك سلسله سنن و نواميس صورت مىگيرد، عزّت ها و ذلت ها، موفقيت ها و شكست ها، خوشبختىها و بدبختىهاى تاريخى [جوامع] حسابهاى دقيق و منظم دارد و با شناختن آن حسابها و قانونها مىتوان تاريخ حاضر را تحت فرمان درآورد و به سود سعادت خود و مردم حاضر از آن بهرهگيرى كرد.» 6
دكتر عبدالحسين زرينكوب محقق در تاريخ اسلام و ايران، در همين راستا؛ يعنى فايدۀ تأمل در تاريخ مىنويسد:
«توجه به تاريخ و دگرگونى هاى آن، اين فرصت را به انسان عرضه مىكند كه از آنچه ديگران انجام دادهاند درس بگيرد و عبرت. . .»